در بسیاری از نقاط جهان، آنچه به عنوان «آزادی بیان» تبلیغ می‌شود، در عمل تنها تا زمانی اعتبار دارد که سخنی برخلاف جریان غالب یا منافع ساختارها و صاحبان قدرت گفته نشود. به محض آنکه دیدگاهی انتقادی و خارج از چارچوب‌های تعیین‌شده مطرح گردد، مرزهای نامرئیِ محدودیت نمایان می‌شوند.

ارتباط خبر – متأسفانه این محدودیت‌ها اکنون به درون ابزارهای مدرن فناوری و مدل‌های هوش مصنوعی نیز رسوخ کرده‌اند. زمانی که کاربران با پرسش‌های چالش‌برانگیز در مورد رویدادهای مهم جهانی یا مناقشات بین‌المللی مانند حمله آمریکا و اسرائیل به ایران به سراغ این ابزارها می‌روند، اغلب با پاسخ‌هایی محافظه‌کارانه مواجه می‌شوند.
مدل‌های هوش مصنوعی (مانند چت‌جی‌پی‌تی، جمنای و دیپ‌سیک) معمولاً با بهانه‌هایی نظیر «پرهیز از ورود به مسائل حساس یا سیاسی»، از پاسخ به این پرسش‌ها طفره می‌روند. این رفتارها برای کاربران به معنای بی‌طرفی نیست؛ بلکه مصداق بارز «سوگیری» است.
بر اساس اصول اخلاقی و حرفه‌ای، مدل‌های هوش مصنوعی نباید هیچ‌گونه تمایل یا وابستگی به فرد، دولت یا گروه خاصی داشته باشند. رسالت این ابزارها روشنگری است و حقیقت هرگز نباید قربانی مصالح و منافع سازندگان یا صاحبان قدرت شود. این یک اصلِ جهان‌شمول است که مرز نمی‌شناسد و تفاوتی ندارد که کاربر در کجای این کره خاکی زندگی می‌کند؛ ایران، آمریکا یا اروپا.
وقتی یک سیستم هوشمند از ارائه واقعیت‌ها سر باز می‌زند، این شائبه تقویت می‌شود که الگوریتم‌ها در حال محافظت از دیدگاه‌ها و منافع کسانی هستند که داده‌ها را به آن‌ها آموزش داده‌اند.
اینجاست که اهمیت «احساس آزادی» خود را نشان می‌دهد. وقتی کاربر متوجه می‌شود که حتی یک ابزار فناورانه نیز پرسش‌های او را جهت‌دهی و فیلتر می‌کند، همان احساس نیم‌بندِ آزادی نیز از بین می‌رود.
فناوری‌هایی که قرار بود نماد جریان آزاد و بی‌طرفانه‌ی اطلاعات باشند، اکنون به آینه‌ای تبدیل شده‌اند که نشان می‌دهند چگونه حقیقت می‌تواند در پشتِ بهانه‌های ساختاری پنهان بماند./شارا