مطالعات نشان می‌دهد حتی اگر افراد از قبل هشدار ببینند که در حال تماشای یک دیپ‌فیک هستند، نمی‌توانند آن را تشخیص دهند.

مطالعات نشان می‌دهد حتی اگر افراد از قبل هشدار ببینند که در حال تماشای یک دیپ‌فیک هستند، نمی‌توانند آن را تشخیص دهند. این فناوری‌ها نه تنها برای فریب دادن بلکه برای ایجاد نسخه‌ای از حقیقت که با باورهای ما سازگار است، استفاده می‌شوند. این نوع از رسانه‌های مصنوعی، ساده‌سازی و ایجاد روایت‌هایی احساسی را که مردم راحت‌تر می‌پذیرند، تسهیل می‌کنند.

به عنوان مثال، تصویری ساختگی از یک کودک و سگ گرفتار در سیل اخیراً پخش شد که مردم را به شدت تحت تاثیر قرار داد و بحث‌های بسیاری را برانگیخت. این تصویر، با وجود غیرواقعی بودن، به سبب هم‌خوانی با پیش‌فرض‌های ذهنی افراد از شرایط اضطراری، بسیار واقعی‌تر از حقیقت به نظر رسید.

امروزه، بازیگران سیاسی و تبلیغ‌گران برای تاثیرگذاری به دنبال اثبات حقیقی بودن محتوای خود نیستند، بلکه کافی است آن را متناسب با باورها و پیش‌فرض‌های مخاطبان تنظیم کنند. این نوع از رسانه‌های مصنوعی، اطلاعات نادرست شخصی‌سازی شده‌ای را ارائه می‌دهند که به شکل ظریف‌تری از تبلیغات سنتی عمل می‌کند.

کشورهایی نظیر فنلاند و تایوان اکنون به “دفاع شناختی” به‌عنوان بخشی از امنیت ملی اهمیت می‌دهند و تلاش می‌کنند مردم را به پرسش‌گری درباره روایت‌هایی که می‌پذیرند، تشویق کنند. به این ترتیب، آنها باور دارند که صرف شناسایی دیپ‌فیک‌ها کافی نیست؛ بلکه باید ابزاری برای مقابله با روایت‌های نادرست احساسی فراهم شود.

چالش اصلی ما در مقابله با دیپ‌فیک‌ها، فقط توانایی تشخیص آن‌ها نیست، بلکه باید بتوانیم تمایز میان حقیقت و افسانه‌های احساسی را حفظ کنیم و از دنیای پیچیده‌تر واقعیات استقبال کنیم.

نویسنده: پری کارپنتر
تاریخ انتشار: ۶ نوامبر ۲۰۲۴

منبع انگلیسی: The Hill

منبع فارسی: شارا