در فضای مجازی و شبکههای اجتماعی ایران، «لایک» دیگر صرفاً یک دکمه برای نشان دادن پسندیدن یک مطلب نیست، بلکه به یک ابزار پیچیده برای تخلیه هیجانی، اعلام حضور و حتی ابراز همدردی یا خشم پنهان تبدیل شده است.
ارتباط خبر – هدف از لایک کردن در بسیاری از مواقع، تأیید ارزش علمی یا محتوایی یک پست نیست، بلکه کاربر با این کار واکنش غریزی و لحظهای خود را به یک محرک بیرونی نشان میدهد. به همین دلیل است که با یک تناقض بزرگ و تلخ مواجهیم: مطالبی که از نظر کیفی، پژوهشی و نگارشی در بالاترین سطح قرار دارند، در سکوت و انزوای مخاطبان رها میشوند، در حالی که اخبار منفی، حوادث، حاشیهها و محتواهای به اصطلاح «زرد» که فاقد هرگونه ارزش خبری و آگاهیبخشی هستند، هزاران بار لایک میشوند و دست به دست میچرخند.
دلیل استقبال از اخبار و محتواهای منفی و حتی سیاسی در بستر جامعه کاربری ایران را باید در شرایط روحی و فشارهای روزمره جستجو کرد. مخاطب ایرانی که در طول روز با دغدغههای مختلفی دست و پنجه نرم میکند، در فضای مجازی به دنبال یک محرک احساسی قوی است.
اخبار منفی (چه با رویکرد نقد و چه صرفاً بازتاب یک اتفاق تلخ) احساسات اولیهای چون خشم، تعجب یا غم را بیدار میکنند و کاربر برای تخلیه این بار روانی، فوراً دکمه لایک را میفشارد. در واقع، لایک در اینجا به معنای «پسندیدن» اتفاق نیست، بلکه به معنای «من هم دیدم، من هم عصبانیم یا من هم همدردم» است. در مقابل، محتوای تخصصی و فاخر، نیازمند درگیری ذهنی، تفکر و تحلیل است؛ فرآیندی که مخاطبِ خسته از هیاهو، حوصله یا انرژی آن را ندارد و به همین دلیل بدون هیچ واکنشی از کنار آن عبور میکند.
در این میان، پدیده «لایک اول» یا اثر تودهای در رفتار کاربران ایرانی بسیار مشهود است. بسیاری از کاربران تمایلی ندارند اولین نفری باشند که یک مطلب را تأیید میکنند. یک سد روانی نامرئی وجود دارد که وقتی شکسته میشود و یک پست چند لایک و واکنش اولیه دریافت میکند، کاربران بعدی با خیال راحتتر و به صورت تقلیدی یا تحت تأثیر جو، آن را لایک میکنند.
به عبارتی، لایکهای اولیه به مطلب اعتبار کاذب یا واقعی میبخشند و به بقیه پیام میدهند که «این مطلب ارزش توجه دارد». همین رفتار تودهای باعث میشود که گاهی یک محتوای کاملاً بیارزش، صرفاً به خاطر چند واکنش اولیه، وارد چرخه وایرال شدن (پربازدید شدن) شود.
این فضای به شدت احساسی و واکنشهای خنثی به محتوای عمیق، آسیبهای روانی و حرفهای جبرانناپذیری به تولیدکنندگان محتوای تخصصی و خبرنگاران حوزههای دانشی وارد میکند.
روزنامهنگار یا تولیدکنندهای که روزها برای تدوین یک یادداشت تحلیلی یا یک گزارش مستند زمان صرف کرده است، وقتی میبیند حاصل کارش در کانالهای تخصصی با بیتفاوتی محض و بازدیدهای بدون واکنش مواجه شده، دچار سرخوردگی شدید میشود. این بازخورد نگرفتن، به مرور زمان انگیزه، خلاقیت و روحیه این افراد را میکشد و این تصور را در آنها ایجاد میکند که در جامعهای که سطح سلیقهاش به اخبار دمدستی و حواشی تقلیل یافته، تلاش برای ارتقای آگاهی و تولید محتوای ارزشمند، تلاشی بیهوده و عبث است.
این رفتار مجازی نشان میدهد که لایکها بیش از آنکه عیار کیفیت محتوا باشند، آینهای از خستگی، بیحوصلگی و گرایش به مصرفگراییِ احساسی در این فضا هستند./شارا

📤 اشتراکگذاری: