نقی فرشباف تقی نژاد- جنگ، چیزی در همسایگی زندگی است. سایه‌ای که بر روزها و شب‌هایمان گسترده می‌شود، منطق زندگی را به چالش می‌کشد، و آنچه بدیهی می‌پنداشتیم، ناگهان رنگ دیگری می‌گیرد. برای نسل امروز که تجربه‌ی چنین روزهایی را نداشته‌اند، این شرایط شاید روایت دوردستی باشد که در صفحات تاریخ یا داستان‌های نسل‌های پیشین خوانده‌اند. اما برای آنان که جنگ را لمس کرده‌اند، آن‌که خاطره‌ی صدای آژیرها، ترس‌های شبانه، و امیدهای کوچک در دل روزهای سخت را با خود دارند، این قصه به شکلی دیگر رقم می‌خورد.

جنگ هر چه هست، شوم است؛ ویرانگر، بی‌رحم، و نافرجام. اما آنچه در این میان معنا می‌یابد، پایداری و دیدن زندگی در دل توفان هاست. امید، تنها سلاحی است که انسان را مجهز به چهره‌ی پیروزی و سربلندی می‌کند. همین اکنون، همین حالا، در لحظه‌ای که جهان در جدال با بی‌رحمی‌هاست، زندگی پررنگ‌تر از همیشه به چشم می‌آید. زیبایی‌های ساده، لحظه‌های ناب، و آنچه زنده بودن را معنا می‌کند، خود را آشکارتر از همیشه نشان می‌دهد.

زندگی در سایه‌ی جنگ، به شکلی دیگر روایت می‌شود. شاید در خیابان‌هایی که روزگاری پر از صدای خنده‌ی کودکان و، حالا در سکوتی سنگین و خانه‌هایی که زمانی بوی چای عصرانه می‌دادند، حالا با پنجره‌های شکسته، خاطرات از دست‌رفته را در دل دارند.

اما در همین روزها، نور امید همچنان هست. امید در نگاه مادری که کودک خود را در آغوش می‌گیرد؛ در لبخند مردی که به بازسازی ویرانی‌ها دل بسته؛ در تلاش جمعی برای زنده نگه داشتن روزهای روشن فردا.

ما انسان‌ها در دل سختی‌ها، بارها ثابت کرده‌ایم که می‌توان از ویرانه‌ها، جاده‌ای به سوی فردا ساخت. تاریخ، بارها این را به ما نشان داده است  زندگی همیشه در دل جوانه هایی است که می رویند و با مقاومت و استقامت و صبر گره می خورند.

امروز، بیش از هر زمان دیگری، باید مفهوم ارتباط و همدلی را درک کرد. هیچ انسانی در این زمانه تنها نیست. حال و روزمان فضای همدلی و محبت بیشتر تأثیر خود را بر همه‌ی ما می‌گذارد. از آنان که در دل جنگ زیست می‌کنند، تا آن‌هایی که از فاصله‌ای دور، اما با همدلی، زخم‌های این جهان را حس می‌کنند.

اکنون ما بیش از آنکه درگیر جنگ باشیم، نیاز به فهم دوباره‌ی زندگی داریم. زندگی که فراتر از مرزها، فراتر از ویرانی‌ها، فراتر از روزهای سخت، همچنان جریان دارد و رمز پیروزی ماست. این لحظه، این روزها، فرصتی است برای دیدن، برای بودن، برای ساختن.

در پس هر شب، طلوعی هست؛ و در پس هر ویرانی، بنایی برای آینده.آنچه ما را زنده نگه می‌دارد، همان چیزی است که از ابتدا همراه بشر بوده است؛ امید.

این داستان ادامه دارد؛ زندگی، همچنان می‌تپد. و ما، به یاد می‌آوریم که زنده بودن، هر لحظه معنا دارد.

ما مردمان پیروزیم