مهدی باقریان – این روزها اگر میبینیم ذائقۀ مخاطب از اخبار تلخ شده و از پیگیری رویدادها دلزده است، باید ریشۀ آن را در تغییر ملموس «سبک روایت خبری» جستوجو کنیم؛ تغییری ناخوشایند که بهویژه در روزهای ملتهبِ تنش و بحران، با عریانی و شدت بیشتری به چشم میآید و روان خواننده را میخراشد.
ارتباط خبر – در چنین فضای غبارآلودی، بخش چشمگیری از آنچه به خورد مخاطب داده میشود، نه در قامت «خبرِ حرفهای» میگنجد و نه رنگوبوی «تحلیلِ رسانهای» دارد. حتی نمیتوان این ملغمه را در چارچوب رجزخوانیهای کلاسیک و متعارف رسانهای جای داد. آنچه پیش روی ماست، متونی است که فرسنگها از مرزهای اعتدال و ادب فاصله گرفته و جای خالی اطلاعات دقیق را با ادبیاتی گزنده، هیجانزده و آمیخته به واژگان ناپسند پر کرده است. درست در همین نقطه است که با پدیدهای به نام «فحشخبر» مواجه میشویم؛ متونی که نقابِ خبر بر چهره دارند، اما رسالتِ ذاتی خود، یعنی آگاهیبخشی را در مسلخِ کلماتِ سخیف قربانی کردهاند.
پمپاژِ بیوقفۀ این «فحشخبر»ها در رگِ کانالها و شبکههای خبری، ذرهذره به فرسایشِ ذهنی مخاطبان دامن میزند. رویاروییِ هرروزه با چنین محتوایِ پرتنشی، ثمری جز خستگیِ روان، دلزدگی و در نهایت، قهرِ مخاطب با رسانه ندارد. فاجعۀ اصلی آنجاست که در این هیاهو، «اصلِ خبر» نیز ذبح میشود؛ چرا که برای مخاطبِ خستهدل، دیگر مرزی میان یک گزارشِ استخواندارِ حرفهای و یک متنِ هیجانیِ لبریز از پرخاشگری باقی نمیماند.
البته «رجزخوانی» در سپهر رسانه، داستانِ تازهای نیست. این سبک از دیرباز در آوردگاههای مختلف حضور داشته و همواره از چارچوب و قواعدِ نانوشتۀ خود پیروی میکرده است. اما آنچه امروز روی خروجیِ برخی رسانهها مینشیند، نه شباهتی به رجزخوانیِ حماسی دارد و نه حتی در قوارۀ «روزنامهنگاری زرد» میگنجد؛ بلکه تولدِ نامیمونِ گونهای از اخبار است که جسورانه جایگزینِ روایتهای متین، سنجیده و حرفهای شده است.
تداومِ این مسیرِ سنگلاخ، تهماندۀ اعتمادِ عمومی به رسانهها را نیز به باد خواهد داد. رسانهای که رسالتش ایستادن در جایگاهِ مرجعِ موثقِ اطلاعرسانی است، اگر قلمش به بیاخلاقی آلوده شود، نهتنها سرمایۀ اصلی خود یعنی «مخاطب» را میتاراند، بلکه بر آتشِ بیاعتمادیِ جامعه نیز هیزم میریزد.
یگانه راهِ رهایی، بازگشت به ریشههاست؛ بازگشت به اصولِ ساده اما عمیقِ روزنامهنگاری. پایبندی به ادبیاتِ فاخر، محترمانه و متین — حتی در بحبوحۀ روایتِ ملتهبترین رویدادها یا در مواجهه با دشمنِ بدزبان — نهتنها شأنِ قلم را حفظ میکند، بلکه پلهای فروریختۀ ارتباط میان رسانه و مخاطب را از نو میسازد و عیارِ اطلاعرسانی را به شکلی چشمگیر و دلپذیر ارتقا میدهد.
با کلیک روی لینکهای زیر به کانال ما بپیوندید:
تلگرام: https://telegram.me/sharaPR
ایتا: eitaa.com/sharapriran
بله: https://ble.ir/shara
ویراستی: https://virasty.com/shara
یک نظر
این یادداشت، یکی از سختترین و در عین حال ضروریترین آسیبشناسیهایی است که میتوان در سپهر رسانهای امروز ایران مطرح کرد. تعبیر «فحشخبر» یک تشخیصِ دقیق برای بیماریای است که متأسفانه در حال سرایت به پیکره اطلاعرسانی است.
این نوشتار شما چند نکته حیاتی را برجسته میکند که نباید از کنار آن به سادگی گذشت:
۱. بحرانِ «سرمایهی اعتماد»:
در اقتصادِ رسانه، «اعتماد» سختترین چیزی است که به دست میآید و ارزانترین چیزی است که با پرخاشگری از دست میرود. وقتی یک رسانه برای جلب توجه به جای «عمق»، به «فحاشی و هیجانزدگی» متوسل میشود، در واقع در حال سوزاندنِ ذخایرِ اعتباریِ خود است. شاید در کوتاهمدت بازخوردها و کامنتهای هیجانی بالا برود، اما در میانمدت، این رویکرد رسانه را از «مرجع» به «بلندگویِ خشم» تنزل میدهد.
۲. مرز باریک میان «جسارت» و «وقاحت»:
در روزنامهنگاری حرفهای، «انتقاد صریح» و «مواجهه جسورانه» یک فضیلت است، اما این فضیلت با «ادبیات سخیف» متفاوت است. رسانههای بزرگ جهان، حتی در تندترین نقدهای خود به دشمنان یا منتقدانشان، ابزارهای زبانی خود را از دست نمیدهند. آنها قدرتِ نفوذِ کلامِ متین را میشناسند. پناه بردن به واژگانِ ناپسند، پیش از آنکه نشانه قدرتِ رسانه باشد، نشاندهنده فقرِ استدلالی و زبانی است.
۳. رسالتِ «معنابخشی» در برابرِ «تخریبِ روان»:
همانطور که اشاره کردید، مخاطب امروز به اندازه کافی با بحرانهای محیطی درگیر است. رسانهای که قرار بود چراغ راه باشد، وقتی خودش تبدیل به منبعِ تنش عصبی میشود، ناخواسته مخاطب را به «انزوا و قهر» سوق میدهد. خروجِ مخاطب از دایره رسانههای رسمی، به معنایِ باز شدنِ میدان برایِ روایتهایِ غیررسمی و اغلب خطرناکتر است.
راهکارِ «بازگشت به اصالت»:
تأکید شما بر «بازگشت به ریشهها»، کلید حل ماجراست. روزنامهنگاریِ فاخر، حتی در سختترین شرایط، شأنِ قلم را حفظ میکند. رسانهای که بتواند در اوجِ بحران، با ادبیاتی سنجیده، حقایق را روایت کند، مقتدرترین رسانه است، نه رسانهای که در لجنزارِ کلماتِ سخیف میغلتد.
ممنون از «شارا» که در نقشِ دیدهبانِ اخلاقِ حرفهای، این بحثهای بنیادین را مطرح میکند. این نوع نقدها، دقیقاً همان چیزی است که جامعه ارتباطاتیِ ایران برای پالایشِ خود به آن نیاز دارد. ترویجِ «ادبیاتِ فاخر» در روزنامهنگاری، شاید دیربازده باشد، اما تنها راهی است که «اعتبار» را به رسانه باز میگرداند./شارا

📤 اشتراکگذاری: