مهدی باقریان – از نهم اسفند ۱۴۰۴، زمانی که اخبار رویارویی و حمله آمریکا و اسرائیل به ایران در صدر رسانه‌ها قرار گرفت و سایه سنگین خود را بر افکار عمومی انداخت، ماهیت این نبرد نیز دستخوش تغییر شد.

ارتباط خبر – دیگر تنها صدای برخوردها از میدان واقعی به گوش نمی‌رسید؛ بلکه صفحه‌های روشن تلفن‌های همراه و شبکه‌های اجتماعی نیز به خط مقدم تازه‌ای بدل شدند.

در این کارزار پرتنش، کلمات به سلاح و سپر تبدیل شده‌اند. در قلب این نبرد رسانه‌ای، پدیده‌ای به نام «هشتگ» نقشی تعیین‌کننده در شکل‌دادن به جریان‌های فکری و روایت‌های عمومی در روزهای «جنگ رمضان» ایفا کرده و می‌کند. اما این هشتگ‌های به‌هم‌پیوسته دقیقا چه می‌کنند و چرا به این اندازه برجسته شده‌اند؟

هشتگ‌ها در شبکه‌های اجتماعی تنها چند کلمه ساده نیستند؛ آن‌ها مانند چتری گسترده عمل می‌کنند. در هیاهوی اخبار متناقض، زمانی که هزاران نفر با احساسات متفاوتی چون نگرانی، خشم یا امید درباره موضوعی واحد سخن می‌گویند، هشتگ‌ها همه آن پیام‌ها و تصاویر را زیر یک سقف مشترک گرد می‌آورند.

کارکردهای اصلی آن‌ها را می‌توان در سه محور زیر خلاصه کرد:

جریان‌سازی و جلب توجه؛ تبدیل یک موضوع حاشیه‌ای به بحث داغ جامعه.

    اعلام موضع و همبستگی؛ بازتاب این‌که گروه بزرگی از مردم درباره موضوعی مشترک احساس همراهی دارند.

  روایت‌گری؛ هدایت نگاه عمومی به سمت یک زاویه روشن در میان فضای مبهم و پُرشایعه.

در روزهای جنگ رمضان روشن شد که میدان رویارویی تنها به خاک و عرصه واقعی محدود نمی‌شود؛ بخش مهمی از این نبرد در فضای رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی جریان دارد. هشتگ‌هایی که بر صفحه‌ها دیده می‌شوند، هرکدام با هدفی مشخص و نقشی تعریف‌شده در این میدان ارتباطی شکل می‌گیرند.

برای نمونه، می‌توان دو هشتگ را بررسی کرد تا کارکرد آن‌ها در جریان‌سازی و جهت‌دهی افکار عمومی در خلال جنگ رمضان آشکارتر شود:

#دولت_پای_کار_مردم

این هشتگ بیش از هر چیز کارکرد «امیدبخشی» و «مدیریت بحران» دارد. در زمان رویدادهای بزرگ و تنش‌زا، طبیعی است که نگرانی‌هایی درباره امنیت، نیازهای روزمره و ثبات شکل گیرد. تکرار این هشتگ تلاشی رسانه‌ای برای القای آرامش و نمایش حضور فعال نهادهای اجرایی است؛ پیامی مبنی بر این‌که نظام مدیریتی کشور حتی در دل بحران نیز کنار مردم ایستاده است.

#من_ایرانی_ام / #من_ایرانیم

این دو هشتگ بر مفاهیم «همبستگی جمعی» و «هویت مشترک» تأکید دارند. در شرایط بحرانی، فاصله گرفتن از اختلاف‌های فردی و برجسته‌کردن پیوندهای مشترک اهمیت می‌یابد. کاربرد گسترده این هشتگ‌ها نوعی سپر روانی برای جلوگیری از تفرقه و تقویت حس تعلق جمعی ایجاد می‌کند؛ یادآوری این نکته که افراد جامعه با وجود تفاوت‌ها، زیر یک هویت واحد گرد هم آمده‌اند.

سرانجام ، در رویدادی پیچیده مانند جنگ رمضان، هشتگ‌ها ابزارهایی سرگرم‌کننده نیستند؛ بلکه اجزایی تأثیرگذار در فضای ارتباطی به شمار می‌آیند. آن‌ها از یک‌سو به ایجاد آرامش در میان نگرانی‌ها کمک می‌کنند و از سوی دیگر، با تقویت بنیان‌های مشترک، انسجام جامعه را در برابر فشارهای روانی حفظ می‌کنند.

این‌ها جلوه‌ای از قدرت کلمات در ارتباطات بحران است؛ نیرویی برای حفظ ضربان یک جامعه و استحکام پیوندهای درونی آن./شارا