۱: سادهسازی افراطی
ارتباط خبر – دشمن تلاش دارد یک بحران پیچیده را به چند گزاره بسیار ساده تقلیل دهد. مثلا فروکاستن کل ماجرا به «برد یا باخت» یا «قدرت یا ضعف». این کار باعث میشود مخاطب بدون تحلیل عمیق، سریع موضع بگیرد.
۲: تکرار هدفمند
در این روش دشمن سعی میکند با تکرار مداوم یک ادعا یا کلیدواژه حتی بدون ارائه شواهد جدید یک باور جدید خلق کرده یا باور خودش را قابل تامل کند. مثلا دشمن در هر روز خودش را برنده، تعیین کننده و زننده حرف آخر معرفی میکند.
۳: برندسازی احساسی
استفاده از واژهها و برچسبهای قوی (مثبت یا منفی) برای طرف مقابل و ساختن یک «تصویر ذهنی» ماندگار باعث شود مخاطب بیشتر با احساس واکنش نشان دهد تا با تحلیل. مخاطب احساساتی برای دمشن مطلوبتر است. عبارات ترامپ درباره ایرانی ها در راستای تحقیر یا ارتش خودش در راستای تشویق مثال خوبی در این زمینه است.
۴: ایجاد حس فوریت و تهدید
دشمن در این روش تلاش میکند با القای این حس که «الان یک لحظه تعیینکننده است» یا بزرگنمایی تهدید برای تحریک واکنش سریع و … قدرت تفکر انتقادی طرف مقابل را کاهش دهد. اکثر اظهارات ترامپ را میتوان در این راستا دانست.
۵: شخصیسازی روایت
در این روش نیز دشمن در تلاش برای تبدیل یک مساله ساختاری یا ژئوپلیتیک به تقابل افراد، گروهها یا طرفین است و برای حصول نتیجه روی چهرهها بهجای فرآیندها متمرکز میشود. این روش به جهت داشتن عنصر تضاد و درگیری توجه رسانهای را بالا میبرد. مثلاً اخبار اخیر ترامپ و بن سلمان و …
از اینجا به بعد سخنان ترامپ، نتانیاهو و رسانههای دشمن را در فرمول این پنج روش بخوانیم و دوم اینکه یادمان باشد جنگ نظامی بدون رسانه و انواع تکنیکهای آن گویی که رخ نداده است!!/شارا

📤 اشتراکگذاری: