ارتباط خبر_ ارتباطات انسانی در طول تاریخ دستخوش تغییرات بنیادین شده است. مارشال مک‌لوهان، نظریه‌پرداز برجسته ارتباطات، سه کهکشان ارتباطی را معرفی کرد که شامل دوران شفاهی، عصر چاپ و دوره رسانه‌های الکترونیکی بود. اما مهدی محسنیان‌راد، با بررسی تاریخ ارتباطات ایران، دریافت که میان کهکشان شفاهی و کهکشان گوتنبرگ، مرحله‌ای ارتباطی وجود داشته که مک‌لوهان به آن اشاره نکرده است. او این دوره را کهکشان دارمانی نامید، ترکیبی از نام داریوش هخامنشی و مانی، دو شخصیت تأثیرگذار در تاریخ ارتباطات ایران.

داریوش با ایجاد سیستم پیام‌رسانی نوری و چاپارخانه‌ها، شیوه‌های ارتباطی خاصی را به کار گرفت که در هیچ‌یک از سه کهکشان مک‌لوهان جای نمی‌گرفت. مانی نیز با انتشار تصویری پیام‌های خود در کتاب ارژنگ، شیوه‌ای متفاوت از انتقال اطلاعات را به کار برد. محسنیان‌راد معتقد است که این دوره، یک مرحله مستقل در تاریخ ارتباطات ایران بوده که تأثیرات عمیقی بر شیوه انتقال پیام در این منطقه داشته است.

هر نسل، بنا به شرایط تاریخی و فناوری‌های زمان خود، روش خاصی را در ارتباطات ترجیح داده و آن را طبیعی‌ترین شکل تبادل اطلاعات دانسته است. نسل‌هایی که در دوران شفاهی رشد کرده‌اند، ارتباط حضوری و تعامل چهره‌به‌چهره را اصل می‌دانند و انتقال عمیق احساسات و مفاهیم برایشان اولویت دارد. در مقابل، نسل‌هایی که با رسانه‌های چاپی خو گرفته‌اند، برای فهم بهتر مسائل به نوشتار وابسته‌اند و استدلال و تحلیل مکتوب را به عنوان ابزار ارتباطی معتبر می‌شناسند. نسل‌هایی که با رسانه‌های الکترونیکی بزرگ شده‌اند، ارتباطات لحظه‌ای و بصری را بیشتر می‌پذیرند و سرعت انتقال پیام برایشان اهمیت بیشتری دارد. در نهایت، نسل‌های جدید که در کهکشان دارمانی زندگی می‌کنند، ارتباطات شبکه‌ای و چندرسانه‌ای را طبیعی‌ترین شکل تعامل می‌دانند و وابستگی به تکنولوژی دیجیتال بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی‌شان شده است.

کهکشان دارمانی بیشترین ارتباط را با نسل حاضر دارد، زیرا این نسل در دنیایی رشد کرده که ارتباطات تصویری، شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های دیجیتال نقش اصلی را ایفا می‌کنند. برخلاف دوره‌های پیشین که ارتباطات عمدتاً مبتنی بر متن یا صوت بودند، در این دوره تصویر، ویدئو و تعاملات چندرسانه‌ای به محور اصلی ارتباطات تبدیل شده‌اند. محسنیان‌راد این کهکشان را اضافه کرد تا نشان دهد که ارتباطات در ایران، پیش از ورود به عصر چاپ، مرحله‌ای تصویری را تجربه کرده است که امروزه در قالب رسانه‌های دیجیتال و شبکه‌های اجتماعی دوباره احیا شده است.

شباهت کهکشان دارمانی به رسانه‌های دیجیتال و شبکه‌های اجتماعی در ماهیت تصویری و تعاملی آن نهفته است. مانی، با استفاده از تصاویر برای انتقال پیام‌های خود، نوعی ارتباط بصری ایجاد کرد که امروزه در قالب اینفوگرافیک‌ها، ویدئوهای کوتاه و محتوای تصویری شبکه‌های اجتماعی دیده می‌شود. همچنین، سیستم پیام‌رسانی نوری داریوش، که امکان انتقال سریع اطلاعات را فراهم می‌کرد، شباهت‌هایی با ارتباطات لحظه‌ای در رسانه‌های دیجیتال دارد، جایی که پیام‌ها بدون واسطه و با سرعت بالا منتقل می‌شوند.

این تفاوت‌های نسلی گاه باعث فاصله و سوءتفاهم میان افراد می‌شود. کسانی که به ارتباطات سنتی وابسته‌اند، ممکن است سبک تعامل نسل‌های دیجیتال را سطحی و گذرا بدانند، در حالی که نسل‌های جوان‌تر ممکن است ارتباطات حضوری و گفتگوی مستقیم را ناکافی ببینند. برای کاهش این شکاف، نسل جدید باید تلاش کند تا درک بهتری از مسیر ارتباطات انسانی داشته باشد و ارزش روش‌های قدیمی‌تر را نیز بشناسد. مطالعه تاریخ ارتباطات، توجه به سبک‌های مختلف انتقال پیام و یادگیری نحوه تعامل در دوره‌های پیشین می‌تواند به درک عمیق‌تر آنها کمک کند. همچنین، حفظ تعادل میان سرعت ارتباطات دیجیتال و عمق گفتگوهای سنتی می‌تواند باعث ایجاد پیوندی معنادار بین نسل‌ها شود.

در نهایت، ابزارها و رسانه‌ها تغییر می‌کنند، اما جوهره ارتباط انسانی ثابت می‌ماند. اگر نسل‌ها بتوانند زبان مشترکی برای فهم یکدیگر بیابند، نه‌تنها شکاف‌های ارتباطی کاهش می‌یابد، بلکه تعاملات میان‌نسلی نیز غنی‌تر و مؤثرتر خواهد شد. ارتباطات نه فقط انتقال پیام، بلکه ساختن پل‌هایی است که افراد را به یکدیگر نزدیک‌تر می‌کند. توجه به این نکته می‌تواند راهی برای همزیستی بهتر میان نسل‌ها باشد، جایی که سنت و مدرنیته در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

نقی فرشباف تقی نژاد

کارشناس ارشدعلوم ارتباطات اجتماعی