
در فضای دیجیتال و روابط دیپلماتیک عبارتی به نام توییپلماسی به معنی دیپلماسی توییتری وجود دارد که از سال ۲۰۱۱ مورد استفاده قرار گرفته است و امروز به یکی از روشهای محبوب در دیپلماسی حوزه ارتباط سران کشورها و دیپلماسی عمومی تبدیل شده است. تا اوایل سال ۲۰۱۹ تعداد ۱۹۷ کشور دنیا از تویتر برای مقاصد دیپلماتیک استفاده می کردند. به این معنا که وزیر خارجه و سفرا و روسای کشورها در توییتر حضور دارند.
در کنار توییپلماسی دو عبارت مهم دیگر وجود دارد. یکی از این دو مورد دیپلماسی دیجیتال است که به معنی استفاده از فضا و پلتفرم و امکانات دیجیتال اینترنتی برای دیپلماسی است و دیگری به فیسبوک دیپلماسی معروف است. بعد از توییتر، فیس بوک بیشترین حضور دیپلمات ها و مقامات سفارتخانه ها و کشورها را شاهد بود. و توییتر با فاصله کمی از فیس بوک و با فاصله زیادی از سایر شبکه ها شاهد حضور دیپلماتیک است.
استفاده از توییتر برای مقاصد دیپلماتیک به سالهای حضور هیلاری کلینتون در دولت نخست اوباما در سال ۲۰۰۸ بر می گردد او اعتقاد زیادی به استفاده از فیسبوک و توییتر در اجرای سیاست خارجی آمریکا داشت. تا پایان دوره هیلاری کلینتون بیش از ۷۰ سفارتخانه در آمریکا توییتر داشتند و سفرا تشویق می شدند تا در توییتر حضور داشته باشند.
در آمریکا سیاست گذاری مفصلی برای فعالیت توییتری در نظر گرفته شد و مقررات و آیین نامه ها و شیوه نامه های زیادی وضع و تعقیب و آموزش داده شدند.
از جهتی می توان نمود علاقه آمریکا به دیپلماسی دیجیتال در توییتر و فیس بوک را در بهار عربی مصر و تونس دید. آمریکا به طور گسترده شبکه های اجتماعی را رصد می کرد و بر رسانه ها تاثیر می گذاشت و رسانه های آمریکایی وقایع را پوشش می دادند.
از ۲۰۱۰ به بعد استفاده گسترده از شبکه های اجتماعی در مقاصد دیپلماتیک اگرچه خیلی رسمی نبود اما کاربرد داشت و آغشته به عملیات روانی و عملیات رسانه ای بود. در حقیقت امروز اطلاع رسانی غلط و فیک نیوز هم وجود دارد. ما شاهد این مساله را در مورد سوریه بودیم. حجم عملیات روانی در مورد سوریه شاید یکی از موارد رکورد دار است و از سوی هر دو طرف صورت گرفت. و انواع دروغ ها و خبرها نادرست در فضای رسانه منتشر شد.
نکته دیگر در این بحث کشور چین است که اینترنت را بسته و دسترسی به توییتر وجود ندارد. امکان دسترسی به گوگل و سایر شبکه ها به طور رسمی وجود ندارد ولی دست کم ده اکانت مربوط به مسئولین چینی در توییتر فعالیت می کند. چین که خود را کاملا از اینترنت دنیا مجزا کرده است از توییتر استفاده می کند و در این صحنه حضور دارد.
در موضوع توییپلماسی آمریکا قوی ترین کشور در دنیا است. البته نه به این واسطه که توییتر شرکتی آمریکایی است بلکه به این دلیل که آمریکا روی این مساله سرمایه گذاری کرده است و از آن استفاده می کنند. آموزش داده و ده سال برای بهبود دیپلماسی توییتری خود برنامه ریزی و تلاش کرده است. حساب رسمی رییس جمهور کاخ سفید و حساب رسمی رییس جمهور آمریکا هیچ رهبر خارجی را دنبال نمی کند. در حقیقت ترامپ پر فالوئر ترین و موثرترین رهبر حاضر در توییتر است. و هیچ رهبری در توییتر چون او تاثیر گذار نیست. البته تعداد فالوئر های باراک اوباما بیشتر بود و هست، ولی او فعلا رییس جمهور نیست.
حساب رسمی وزارت امور خارجه آمریکا فعالانه روسای جمهور کشورها و مقامات دیگر کشورها را دنبال می کند. مثلا حسن روحانی و جواد ظریف را دنبال می شوند و نوعی از تعامل با کشورهایی که به ظاهر با آنها تعامل ندارند دنبال شده است.
در حوزه سیاست خارجی ایران، حساب انگلیسی دفتر رهبری در سال ۸۸ ساخته شد. حساب فارسی ایشان از سال ۹۲ فعال شده است و به تدریج در طول سالیان مختلف به چند زبان از جمله اسپانیایی و عربی فعالیت دارند. در سال ۹۲ با توجه به برنامه های سیاست خارجی دولت روحانی حسابهای مقامات دولتی به تدریج در توییتر فعال شد البته برخی از این حسابها از قبل از انتخابات ساخته شده بود ولی عمده فعالیت ها بعد از به روی کار آمدن دولت اول روحانی بود. هر کدام از این حسابها کارکردی داشتند. ضعیفترین حساب حساب توییتری رییس جمهور است که مشخص می کند تیم حرفه ای و تولید محتوا و سیاست رسانه ای مشخصی وجود ندارد.
حساب جواد ظریف به عنوان دیپلمات کشور بسیار حساب شده فعالیت می کند او در حوزه دیپلماسی عمومی و رسانه های اجتماعی مثل یک شوالیه عمل کرد. وزارت امور خارجه به طور مشخص هیچ برنامه مدون و قابل مشاهده ای ندارد. به طور دستوری به تعدادی از سفارتخانه ها و بخشهایی از وزارت امور خارجه اعلام شد اکانت توییتر باز کنند ولی هیچ کدام از سفارتخانه ها و هیج کدام از وزرا بجز یکی دو نفر فعالیت خاص و برنامه ریزی شده و مدونی را در توییتر پیگیری نمی کنند.
مشخص است که وزارت امور خارجه در این موضوع بسیار ضعیف عمل می کند. و از آموزش و سیاست گذاری غافل بوده است و این برخلاف آن چیزی است که وزارت خارجه آمریکا به خوبی به آن پی برده و انجام می دهد.
در موضوع عراق کل جریان رسانه ای غرب و جریان فیک توییتری نزدیک به اسراییل و مجاهدین خلق پوشش گسترده ای بر موضوع داشتند و به نوعی موجب هدایت مسیر اعتراضات بودند.
اما ترامپ در تمام این سالها و بعد از ریاست جمهوری سبک و تم خاصی برای حضور در رسانه ها داشت. تم ترامپ حضور مستقیم بی پرده و گاهی هنجار شکن و تهاجمی در رسانه است. او به خوبی از رسانه ها بهره می گیرد. او از کتاب نیر به خوبی استفاده کرده است. کتابهای خوبی دارد که سبک نوشتاری کتاب از نظر ادبیات انگلیسی به نسبت ساده و صریح است و دقیقا مثل حرف زدن خود او تنظیم شده است. او از اوایل زمانی که تصمیم به حضورش در انتخابات را به طور جدی مطرح کرد و شاید حتی قبل از این تصمیم در توییتر فعال بود و همیشه همینطور جنجالی و مستقیم حرف زده و مسائل خود را در مورد شرکای تجاری و سیاست، واضح و سریع منتقل کرده است. ترامپ با این حضور رسانه ای توانسته طرفداران زیادی جذب کند. طرفداران او عاشق صراحت بی پردگی و جنجالی شدند که او همیشه با خود دارد. جنجال سازی همیشه عده زیادی را کنجکاو می کند و مخاطب منتظر توییت بعدی، سخنرانی آینده و مقاله دیگری هستند. ترامپ در توییتر همان شخصیت شورشی و یا آزاد خود را دارد. همین مساله ترامپ را در مرکز توجه قرار می دهد. سرمایه اجتماعی او مبتنی بر همین تکنیک است و طبیعتا این روش را در مورد ایران هم بکار می گیرد این خط کلی حرکت ترامپ و تکنیک جنگی او است.

📤 اشتراکگذاری: