روایتها، خاطرات و تجربیات چهره های برجسته عرصه ارتباطات برگی از تاریخ اهل رسانه است. اساتید و پیشکسوتان رسانه که در زمانه خود تلاش کرده اند بخشی از جریان ارتباطی و صدای مردم باشند، امروز هم میتوانند با انتقال تجربیات خود به ارتقای کیفیت حرفه ای و غنای روزنامهنگاری ایران کمک کنند. البته این اتفاق زمانی رخ میدهد که اهالی رسانه، خود منزلت دانش و تجربه اساتید و پیشکسوتان این عرصه را مغتنم بدانند. این بار پای صحبت های دکتر محمد مهدی فرقانی از چهره های برجسته حوزه روزنامه نگاری و ارتباطات نشستیم تا از ارزیابی عملکرد مطبوعات، فراز و فرود رسانه های رسمی و غیر رسمی، آینده رسانه ها و… بپرسیم.
متن گفتوگورا در ادامه بخوانید:
ارزیابی شما از وضعیت حال حاضر رسانه ها چیست؟
به عنوان فردی که نیم قرن عمرش را برای این حرفه صرف کرده و دلش برای این مملکت سوخته است، دوران فعلی روزنامه نگاری و کار رسانه ای را یکی از سخت ترین و مشقت بارترین دوره های روزنامه نگاری در تاریخ ۱۸۶ ساله روزنامه نگاری ایران می دانم. بخش عمده تاریخ روزنامه گاری ما، تاریخ سختی ها، مشقت ها، محدودیت ها، برخوردها، پیگردها، امر و نهی ها و… به اهالی این حرفه از خارج از این حرفه بوده است. در دوره های کوتاهی هم آزادی های نسبی را تجربه کردیم. به همین دلیل من معتقدم، یکی از خلاء های بزرگ این حرفه علی رغم پیشنه آن، خلاء تجربه آزادی مطبوعات، آزادی بیان و آزادی قلم است. این خلاء ضریب خطا و اشتباه در این حرفه و ضریب برخورد با حکومت را بالا می برد. وقتی تجربه استفاده از فضای مطلوب، توام با آزادی و استقلال را برای روزنامه نگاری نداشته باشیم، طبیعتاً ضریب خطاهایمان در اثر بی تجربگی افزایش پیدا می کند.
بحث نقد عملکرد مطبوعات مفصل و طولانی است اما در عین حال جرات، جسارت و صراحت رسانه های مستقل را در این شرایط تحسین می کنم. امروز می بینم که روزنامه های ما علی رغم پایین بودن تیراژ، محدودیت های مالی، عدم امنیت شغلی روزنامه نگاران، عدم استقلال حرفه ای و… به موضوعات و مسائل اساسی جامعه ورود می کنند.
با نگاهی به روزنامه ها می بینیم که وارد عرصه ها و حوزه هایی شده اند که نیازمند جرات و جسارت است و حتی برخی از آن ها هم دچار دردسر و مشکل شده اند. بنابراین به عقیده من روزنامه نگاری و مطبوعات امروز به ویژه رسانه های نسبتاً مستقل امروز نمره قبولی می گیرند. به عبارتی هم روزنامه نگاران به دلیل جسارت، صراحت، شهامت و احساس تعهد و مسئولیت اجتماعی شان و هم ساختار رسانه های مستقل نسبت به مطبوعات گذشته، با وجود تیراژ پایین، حجم پایین مخاطبان و وضعیت مالی رشد قابل قبولی داشتند.
رسانه های مستقل ابزارهای نظارتی جامعه بر ساختار قدرت هستند
امیدوارم جایگاه روزنامه نگاران و رسانه های مستقل بعد از نزدیک به دو قرن تجربه در جامعه ما به رسمیت شناخته شود. این وجهه خوبی ندارد که ما با وجود دو قرن تجربه، هنوز هم روزنامه نگارانمان به دلیل کار حرفه ای و تخصصی مورد فشار و پیگرد قرار بگیرند. این خوب نیست که جایگاه رسانه های مستقل و حق نظارت عمومی از طریق آن ها به رسمیت شناخته نشود. این در حالی است که رسانه های مستقل ابزارهای نظارتی جامعه بر ساختار قدرت هستند. در نتیجه آن ها باید ضمن نقد عملکرد ساختار قدرت، بر آن نظارت داشته و صدای کف جامعه باشند. باید بر ضعف ها، کاستی ها، سوء استفاده ها و …. انگشت بگذارند و قبل از اینکه به مرحله لاینحلی برسد، آن را فریاد بزنند و در همان مراحل اولیه از رشد آن در جامعه جلوگیری کنند.
نمی خواهیم بپذیریم روزنامه نگاران امتداد نگاه، حواس و اعصاب جامعه هستند
متاسفانه به نظر می رسد که این نقش و کارکرد چندان به رسمیت شناخته نمی شود. به نظر می رسد انتظاری که از رسانه ها به طور کلی و حتی رسانه های غیر دولتی می رود این است که به بلندگوهای تبلیغاتی تبدیل شوند. مشکل اینجاست که نمی خواهیم بپذیریم روزنامه نگاران امتداد نگاه، حواس و اعصاب جامعه هستند. به عبارتی رسانه های مستقل را سلسله اعصاب جامعه می دانند که به موقع دردها و فشارها را تشخیص می دهند و فریادشان را بلند می کنند تا در اولین فرصت جلوی آن فساد و انحراف گرفته شود.
رسانه نباید چشم را بر روی سوء مدیریت ها ببندد و تبدیل به بلندگوی تبلیغاتی شود
با این حال فکر می کنید نقاط ضعف رسانه هایمان در کجا است؟
اگر بخواهم به نقد روزنامه نگاری امروز بپردازم، بخشی از این نقدها به رسانه های دولتی برمی گردد که موضوع بحث الان ما نیست. به اعتقاد من همان رسانه های دولتی هم که می خواهند نقش تبلیغاتی و پروپاگاندا داشته باشند درست عمل نمی کنند، خیال می کنند هرچقدر بیشتر تعریف، آمارسازی و تبلیغات غیرمبتنی بر واقعیت داشته باشند، جامعه آن را می پذیرد، باور می کند و مطابق رهنمود آن ها رفتار می کند. درحالی که ابطال این نظریه دهه هاست که اثبات شده. حتی اگر بخواهید رسانه دولتی باشید، باید واقع بینانه عمل کنید و در جاهایی مشکلات جامعه و سوء مدیریت ها را ببینید. درست نیست که چشم را بر روی سوء مدیریت ها بست و تبدیل به بلندگوی تبلیغاتی شد.
باید عملکرد نظارتی و انتقادی رسانه تقویت شود
داستان رسانه های مستقل جداست. اگرچه شاید رسانه مستقل به معنای واقعی نداشته باشیم به همین خاطر من اصطلاح «رسانه های نسبتاً مستقل» را بکار می برم چون خواه ناخواه در کار رسانه ها دخالت و به آن ها امر و نهی می شود و ممکن است وابستگی های مدیریتی وجود داشته باشد. با این حال معتقدم به طور نسبی عملکرد قابل قبولی دارند، اگرچه باید این عملکرد نظارتی و نقد شرایط و اوضاع اجتماعی تقویت شود تا این دسته از رسانه ها بتوانند صدای اکثریت جامعه را بلند کنند و به گوش مسئولان برسانند تا آن ها را نسبت به واقعیت های جامعه به موقع هشیار و راه حلی برای آن ها پیدا کنند.
عملکرد عده ای از روزنامه نگاران که حاضر هستند امتیازهای خاص مادی و معنوی این حرفه را نادیده بگیرند، به بیان واقعیت بپردازند و صدای مردم باشند، قابل تحسین است و ما کم و بیش شاهد سرنوشت برخی از آن ها هم هستیم.
رسانه های یکدست با صدای واحد به معنی کارآمدی ساختار رسمی نیست
در چنین شرایطی توصیه شما به مدیران و دستگاه های دولتی برای تقویت رسانه و روزنامه نگاری چیست؟
این نکته خطاب به مدیران و دستگاه های حاکمیتی است. نباید تصور کنند اگر همه صداها یکسان باشند، همه رسانه ها از روی هم بنویسند و… آن ساختارِ رسمی، موفق و کارآمد جلوه می کند و مردم از آن راضی خواهند بود. ما باید بپذیریم که مردم به طور روزمره با واقعیت های اجتماعی زندگی می کنند و با رگ و پوست خود آن ها را لمس می کنند. اگر هم برخی از تبلیغات داخلی و یا خارجی (قبول دارم خیلی از آن ها مغرضانه انجام می شود) اثر می کند، به دلیل انگشت گذاشتن بر روی واقعیت های ملموسی است که مردم به طور روزمره با آن روبه رو هستند. بنابراین فکر نکنیم اگر رسانه های یکدست و صدای واحدی داشته باشیم، موفق جلوه می کنیم و موفق خواهیم شد. اگر چنین بود رادیوهای تک موج و مطبوعات تک صدای شوروی سابق همچنان کارکرد داشت.
جرج اورول تعبیر زیبایی درباره شوروی سابق به کار می برد و می گوید: «در شوروی سابق یک وزارت حقیقت وجود داشت». او این وزارت حقیقت را کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی می داند که برای همه چیز و همه جا تعیین تکلیف می کرد. تمام اخبار و گزارش ها درباره وقایع روزمره باید هر روز صبح وارد این وزارت حقیقت می شد و با قرائت و خوانش آنجا هماهنگ می شد و بعد از طریق روزنامه ها، رادیو تک موج و رسانه های دیگر منتشر می شد. بنابراین شاهد یک صدا و قرائت در روزنامه های مربوط به کشاورزان، کارمندان، کارگران و… بودیم.
قرائت های گوناگون باید به رسمیت شناخته شوند
امروز درک و دریافت حقیقت به امر میان رسانه ای تبدیل شده است
ما امروز یک رژیم حقیقت(به مفهوم فوکویی) نداریم بلکه رژیم های حقیقت داریم. به عبارتی قرائت های گوناگون داریم که باید به رسمیت شناخته شوند. حتی تبلیغات ما وقتی موثرتر خواهد بود که صداهای متفاوت و متنوع دیگر در جامعه شنیده شود و مردم بتوانند آن ها را با هم مقایسه کنند. معتقدم که امروز درک و دریافت حقیقت به وسیله مردم تک رسانه ای نیست و به امری میان رسانه ای تبدیل شده است. یعنی مردم قرار نیست گوششان را به یک رسانه خاص اجاره دهند تا فقط آن صدا را بشنوند. یا بیان قرائت یک رسانه خاص را به عنوان مبنای حقیقت درنظر بگیرند. مردم صداها و قرائت های مختلف را از رسانه های گوناگون دریافت و با هم مقایسه می کنند و خودشان حقیقت را استنتاج می کنند. به عقیده من این حقیقت بیش از هر زمانی استنتاجی شده است نه تقلیدی. در چنین شرایطی باید تعادل و توازنی در صداها وجود داشته باشد. در غیر این صورت مردم این تعادل و توازن را به وسیله صداهای رسانه های برون مرزی برقرار می کنند و مرجعیت شان را برای درک و دریافت حقیقت به جای دیگری می برند.
مردم بیشتر اوقات بازتاب نیازهای خود را در رسانه ها نمی بینند
امروزه مشکل ما این نیست که رسانه های خارج از کشور قوی هستند، بلکه مشکل ما این است که رسانه های داخلی نمی توانند یا نمی خواهند در متن و بتن جامعه متنوع و متکثر امروز به فعالیت حرفه ای بپردازند. مردم بیشتر اوقات بازتاب نیازهای خود را در رسانه ها نمی بینند و دلیلی ندارد صداهای دیگر را بپذیرند.
رسانه های دولتی باید توازنی در تبلیغاتشان داشته باشند
رسانه بدون مخاطب برای حاکمیت فقط هزینه است
من امیدوارم که این درک حرفه ای و سیاسی تقویت شود تا ما رسانه های مستقل را در جامعه داشته باشیم که رسانه های دولتی هم موثرتر شوند. رسانه های دولتی هم باید تعادل و توازنی در تبلیغاتشان داشته باشند. اگر مردم ببینند رسانه ای مدام وجه مثبت واقعی یا حتی ساختگی را بازتاب می دهد، آن را به عنوان یک رسانه تحقیقاتی نمی بینند و عملاً از آن روی گردان می شوند. تبلیغات رسانه زمانی موثر است که مخاطب داشته باشد و زمانی مخاطب دارد که نیاز و علائق خودش و کف جامعه را در آن ببیند. رسانه بدون مخاطب برای حاکمیت فقط هزینه است.
امروزه هر شهروند صاحب صدا و رسانه است
فضای مجازی شهروندان را توانمندتر کرده است
با این اوصاف آینده رسانه ها را در عرصه رسمی و غیر رسمی چگونه می بینید؟
برای اولین بار در تاریخ مردم در همه جای جهان از جمله در ایران، خودشان رسانه و صاحب صدا شده اند. گلایه های کشورهای جهان سوم سابق و در حال توسعه فعلی از ۵ خبرگزاری بزرگ جهان همیشه این بود که شما خبرهای ما را منتشر نمی کنید و اگر هم منتشر می کنید، بیشتر اخبار منفی هستند. این رسانه ها هم می گفتند که ما تعریف خودمان را از خبر داریم. اگرچه برخی اخبار از دید شما مهم هستند ولی در نگاه بین الملل خبر مهمی نیست.
می خواهم بگویم اگر در گذشته رسانه های بزرگ این صداها را منعکس می کردند، گویی وجود داشت در غیر این صورت گویی وجود ندارد. الان هر شهروند صاحب صدا و رسانه است و به عقیده من موقعیت خوبیست که در اختیار شهروندان قرار گرفته و به طور طبیعی حکومت کردن بر چنین مردمی را در هر جای جهان دشوارتر از گذشته کرده است. البته باید اینگونه باشد چون مردم به حکومت وکالت دادند تا به نمایندگی از طرف آن ها امور جامعه را اداره کند. بنابراین باید حق نظارت و نقد را در هر لحظه و هرجایی داشته باشند و فضای مجازی شهروندان را توانمندتر کرده است.
اما در کنار آن فضای مجازی همانند هر دستاورد تکنولوژیک به هرحال پیامدها و عوارض منفی هم داشته است. از جمله مشکلاتی در زمینه وفور فیک نیوزها، اخبار جعلی، امکان تهمت زدن، تجاوز به حریم شخصی افراد، سوء استفاده های مالی و حیثیتی و… داریم که از طریق این فضا صورت می گیرد. هر تکنولوژی می تواند هم کارکرد مثبت داشته باشد هم منفی.
مهمترین راه مقابله با کژکارکردهای فضای مجازی ارتقاء سواد رسانه ای مردم است
بنابراین باید سواد و دانش ارتباطی و رسانه ای مردم آنقدر ارتقاء پیدا کند که هم فیک نیوز به مفهوم عام تولید نکنند و هم آن ها را به راحتی بازنشر و یا باور نکنند و با آن مقابله کنند. من فکر می کنم این اتفاق تا حدودی رخ داده و مردم عملاً خبری را که در شبکه های اجتماعی می بینند، صحت سنجی و ارزیابی می کنند و اگر فکر کنند که خبری جعلی است از انتشار آن خودداری می کنند و آن را نادیده می گیرند. مهمترین راه مقابله با کژکارکردهای فضای مجازی یا تکنولوژی های ارتباطی ارتقاء دانش ارتباطی و سواد رسانه ای آحاد مردم است. در کنار آن دولت ها و رسانه ها هم باید این آگاهی را توسعه دهند و تقویت کنند.
بسیاری از سوژه های روزنامه نگاری تحقیقی توسط فضای مجازی کلید می خورد
در کنار این مسئله رسانه های رسمی علی رغم استفاده های وسیع از تکنولوژی با رقیب سرسخت و قدری چه در زمینه تولید و انتشار اخبار و چه در زمینه دور زدن محدودیت ها و سانسورهای رسمی، صراحت، کشف فساد و… روبه رو هستند. امروزه بسیاری از سوژه های روزنامه نگاری تحقیقی در کشور ما عملاً توسط فضای مجازی کلید خورده است. اگرچه رسانه های رسمی به آن پرداخته اند و آن را پیگیری کرده اند ولی سوژه در فضای مجازی کلید خورده است. چون در این فضا میلیون ها چشم ناظر، دهان باز و مغز متفکر وجود دارد که رویدادهای جامعه را رصد، زیر و رو، غربال و راستی آزمایی می کند و به اشتراک می گذارد و در این اشتراک ها هم افزایی صورت می گیرد.
باید بیشتر به سمت سوژه های جدی و عمیق گام برداشت
مطبوعات و رسانه های رسمی ما باید این رقابت سنگین را درک کنند و به رسمیت بشناسند و بتوانند از طریق ارتقاء کیفیت کارکرد خودشان، از پس این رقابت بربیایند. من فکر می کنم که باید بیشتر به سمت سوژه های جدی تر، عمیق تر، روزنامه نگاری تحقیقی، تفسیرها و تحلیل های جدی و عمیق و… بروند.
هوش مصنوعی نمی تواند جای حضور میدانی خبرنگار را در صحنه اتفاق بگیرد
با توجه به ورود هوش مصنوعی به بسیاری از عرصه ها، آینده رسانه ها و روزنامه نگاری را در این زمینه چگونه می بینید؟
در شرایط فعلی کسی نمی تواند آینده را به طور دقیق پیش بینی کند به خصوص با ورود هوش مصنوعی و امکاناتی که در عرصه های مختلف از جمله روزنامه نگاری، یادداشت، مقاله، تفسیر، خبر و… به وجود آورده است. اینکه روزنامه نگاری مبتنی بر هوش مصنوعی در آینده جایگزین روزنامه نگاری سنتی و روزنامه نگاران قلم به دست و پای در میدان می شود به خیلی عوامل بستگی دارد.
اول؛ بخشی از آن به این برمی گردد که بشر خودش به تکنولوژی میدان می دهد که تا کجا جایش را بگیرد. می تواند این میدان دادن ها با مطالعه عمیق تر و عالمانه تر صورت بگیرد. دوم؛ بستگی به این دارد که روزنامه نگاران ما چقدر ماشینی شده باشند و یا برعکس چقدر روزنامه نگاران میدانی باشند. هوش مصنوعی از داده هایی که قبلاً در اختیارش قرار گرفته استفاده می کند و خیلی کارآمد است ولی نمی تواند جای حضور میدانی خبرنگار را در صحنه اتفاق بگیرد. به عبارتی نمی تواند جای روزنامه نگاری را بگیرد که در لحظه فکر و برای مشکل پیش آمده راه حل پیدا می کند.
دانش روزنامه نگاری باید خودش را با جریان های اجتماعی همراه کند
بنابراین آینده نه تنها در عرصه روزنامه نگاری غیرقابل پیش بینی است بلکه نمی توان پیش بینی کرد که در عرصه مهندسی و پزشکی هم چه اتفاقی خواهد افتاد. در عرصه پزشکی هم ممکن است هوش مصنوعی به کمک ربات ها سخت ترین عمل ها را انجام دهد و در عین حال پزشکی هم در اتاق عمل حاضر نباشد. با این حال پشت این عمل دانش پزشکی قرار دارد، همانطور که پشت روزنامه نگاری اتوماتیک، دانش روزنامه نگاری وجود دارد. این دانش باید مدام به روز شود و خودش را با جریان های اجتماعی همراه کند. نمی توان به طور دقیق پیش بینی کرد که هوش مصنوعی تا چه مرحله ای وارد می شود ولی روزنامه نگاران ما باید وارد حوزه هایی شوند که هوش مصنوعی حداقل در لحظه و به طور فوری از انجام آن عاجز است مثل؛ حضور در لحظه در میدان اتفاق و ورود به موضوع های عمیق تری که پشت پرده هایی دارد و جز با مغز انسان قابل کشف و درک نیست.
با این حال روزنامه نگاری هم همانند خیلی از حرفه های دیگر توسط هوش مصنوعی تهدید شده و خواهد شد. انسان باید قابلیت های خودش را آنقدر ارتقاء دهد که بتواند در عرصه روزنامه نگاری نقش موثر و تعیین کننده خود را نشان دهد.
دوست ندارم تا وقتی زنده ام شاهد مرگ مطبوعات کاغذی باشم
مطبوعات کاغذی میراث تاریخی و فرهنگی محسوب می شوند
با توجه به کاهش تیراژ روزنامه ها و گسترش فضای مجازی، آیا احتمال دارد که ما در آینده شاهد مرگ مطبوعات باشیم؟
متاسفانه شاید آن روز به چند دلیل خیلی دور نباشد. اول به دلیل غیراقتصادی شدن انتشار مطبوعات کاغذی، دوم؛ مشکلات نیروی انسانی و امنیت شغلی آن ها، سوم؛ منابع طبیعی که برای تولید کاغذ به هدر می رود و… . این ها می تواند در روند انتشار مطبوعات یک جابه جایی به وجود بیاورند. به عنوان مثال محتوای روزنامه ها در فضای مجازی منتشر شود.
من به اقتضای سن و سابقه ام همچنان وقتی چشمم به یک روزنامه کاغذی می افتد، ذوق می کنم. دوست ندارم تا وقتی زنده هستم شاهد مرگ مطبوعات کاغذی باشم. چون کاغذ، چاپ، مرکب چاپ و… ارتباط دیگری با مخاطب برقرار می کند، فرایند تفکر را فعال می کند، به دلیل قابل استناد بودنش در هر لحظه تاثیرگذاری اجتماعی بیشتری خواهد داشت و… . مطبوعات کاغذی یک میراث تاریخی و فرهنگی هستند و معتقدم باید حفظ شوند. نباید به کلی از خاطره جمعی محو و پاک شوند. ولی با این شرایط شکی نیست که شاهد حضور حداکثری مطبوعات، تیراژ های بالا، مخاطبان صف کشیده در کیوسک ها و… نخواهیم بود ولی همچنان به نسخه کاغذی روزنامه نیاز داریم و علاوه بر آن برای تامین حق دسترسی همگانی به محتوا، نسخه آن را هم باید در فضای مجازی قرار داد.
با این اوصاف چه باید کرد که در آینده رسانه هایی مطابق با شان ملت ایران داشته باشیم؟
وقتی در سایر عرصه ها این شرایط را پیدا کنیم. ما نمی توانیم تنها انتظار داشته باشیم که در عرصه روزنامه نگاری، رسانه هایی درخور شان ملت داشته باشیم درحالی که در حوزه اقتصاد، فرهنگ، سیاست و… این مسئله وجود ندارد. این ها اجزای یک پازل هستند و همه در کنار هم تصویر را کامل می کنند و تصویر بزرگ تر را می سازند.
بنابراین نمی توان سایر حوزه ها را نادیده گرفت و تنها دنبال این بود که رسانه های مستقل، دارای حق آزادی جستجو، کسب و انتشار اطلاعات، آزادی بیان، آزادی قلم و… داشته باشیم. امیدوارم به شرایطی برسیم که این درک واقعی به وجود بیاید که حضور رسانه های مستقل، ناظر و ناقد، شرط بقا و رشد یک سیستم سیاسی است.
شفقنا

📤 اشتراکگذاری: