وحید خدادادی – در حافظه‌ جمعی ما، جنگ فقط یک واقعه نیست، زخمی است که هنوز الیتام نیافته است، جنگ یادآور نام‌هایی است که هرگز به خانه بازنگشتند و رنج‌هایی است که از قاب هیچ دوربینی دیده نمی شوند، زخم هایی که حرمت دارند، بوی شرافت از آنان به مشام می رسد، بویی که از دهانه هیچ شیشه عطری بر نمی خیزد و تنی که باید بخاطر وطن صد چاک شود و اساسا هر رنجی از رهزن این مقاومت مقدس باشد البته که نوش باد و ریش باد آن تن که در میانه ی طوفان حوادث به فکر بر افراشتن پرچم خود باشد.

 

ارتباط خبر – چیزی به ایام آغاز رسمی تبلیغات هفتمین دوره انتخابات شوراهای شهر و روستا باقی نمانده است، هر چند برای خیلی ها این ایام صرفا علنی کردن تبلیغاتی است که خیلی پیش تر و در خفاء صورت داده اند و در این ایام علنی می کنند.

دو ماه گذشته آبستن حوادثی چند بوده است، جنگ و مقاومتی که تاریخ در صفحاتش بسیار کم از آن سراغ دارد، گل هایی که پر پر شد تا گلستان ایران تاراج نشود، رشادتی ستودنی که نشان داد فرزندان دلاور این مرزوبوم را نشود با هیچ وزارت خزانه داری تحریم معنوی شان کرد. اکنون که در دوران آتش بس قرار داریم و عرصه انتخابات در پیش است بیم آن می رود برخی که هیچ گاه عمر سودجویی شان سر نمی آید در کشاکش بحران، صید شهرت نمایند و در این آتش هنوز خاموش نشده به فکر گرم کردن دست های خود باشند.

کسانی که از تلخی حادثه، سوغات شهرت می‌خواهند، کسانی که از رنج واقعی، نمایش می‌سازند، کسانی که بر شانه‌های فاجعه می‌ایستند تا از آن برای خود برج و بارویی بنا کنند. نکند کسانی که جزو اصحاب شنبه اند و در کوران دفاع مقدس سوم از ترس تلف شدن، کنج عزلت اختیار کرده بودند، اگر نگوئیم نیمچه امیدی هم به سقوط داشتند، در مقام استخدام فردوسیان زمان باشند تا برایشان شاهنامه بسرایند و بخواهند خود را هم ردیف یا هم مکتب کسانی بدانند که در ایام چهل روزه جنگ رمضان مصداق این فراز شریف دعای ناحیه مقدسه بودند که می فرماید: أَلسَّلامُ عَلَی الرُّؤُوسِ الْمُفَرَّقَهِ عَنِ الاَبْدانِ.

نکند که از این مقاومت مقدس برای خود دفترچه خاطرات بسازید و آن را به‌عنوان دارایی شخصی خود روایت کنید. بحران‌ها برای همدلی‌اند، نه برای مسابقه‌ ساختن چهره انتخاباتی، حادثه برای آموختن است، نه برای افزودن بر رزومه، جنگ جایی نیست که کسی از سر و کولش بالا برود و هر تن شریفی که در آن روزها خاک شد تا روح پاکش ملکوتی شود، بر گردن ما حق دارد، حق احترام، نه مصادره!

این جامعه قدر و اعتبار آنان را به خوبی می داند و اجازه نمی‌دهد کسی در این دریای خون های پاک و مطهر موج سواری کند. بدانید و آگاه باشید که این مردم به شما اجازه نخواهند داد از خاکسترجنگ، خاک نام‌تان را سبز کنید، شما که فانوس ترس به دست به دنبال ردپایی ناچیز از خود در این حماسه اید تا یک کلاغ چهل کلاغ کنید.

عاشورایی صفتان جا مانده از قافله شهادت شجاعت زینبی مشق می کنند و مجال اینکه از این فضای روحانی برای خود سکوی پرتاب بسازید را نخواهند داد. فرصتی مهیا نمی شود تا شما که هر واقعه تلخ را بهانه‌ای برای درشت‌تر نوشتن نام خویش می‌بینید، از دردهایِ عمیق مردم، پلکان رسیدن به مقاصد پلشت خویش بسازید. این کوچه عبور ممنوع است برای همه کسانی که در میان آوارهای جنگ، به دنبال گنج مطامع شخصی خویش می‌گردند.

شما از جنگ می‌گویید؟! شما که هرگز بوی باروت را استشمام نکرده‌اید، هرگز صدای آخرین خداحافظی را نشنیده‌اید، هرگز قامت خمیده‌ی پدری را در سوگ فرزند خود ندیده‌اید.

اگر از قبل این مقاومت مقدس سهمی باشد، سهم مادرانی است که تن شریف فرزندانشان مصداق اِربِاً اِربا شد و نه کسانی که از دور فقط نظاره گر صحنه بودند. شما را به خدا، دست از سر رنج این مردم بردارید! سهم شما از این جنگ تنها عبرت است، باشد که اگر جا ماندید اقلا روحیات شهدای عین الورده در وجودتان تجلی نماید.

القصه نقش رسانه های مستقل و شریف در صحنه انتخابات رصد اوضاع سیاسی است، ای بسا که برخی در این گیرودار بخواهند زرنگ بازی دربیاورند و خود را مرد میدان حوادث جا بزنند، اینجاست به حکم وظیفه تشت رسوایی تان از بام ها بریزیم، باشد که چنین نباشد./ساقی آذربایجان