ارتباط خبر – رشد سریع هوش مصنوعی در حوزه روابطعمومی فرصتهای بزرگی ایجاد کرده است؛ اما استفاده افراطی از آن میتواند توان اندیشه، تحلیل و خلاقیت کارگزار را تضعیف کند. رخدادهای بحران اخیر نشان داد که روابطعمومی زمانی موفق است که دانش، تجربه، تحلیل و مهارت انسانی در مرکز فعالیت قرار داشته باشد و ابزار هوشمند تنها به عنوان دستیار عمل کند.
وابستگی کامل به فناوری، در شرایط محدودیت و بحران، موجب فروپاشی کارکرد حرفهای میشود. تقویت قدرت فکری و حفظ استقلال حرفهای، شرط اصلی پایداری و اثرگذاری در روابطعمومی امروز است.
نام نویسنده: سلطانعلی صحنعلیزاده
مدیر روابطعمومی شرکت تعمیرات نیروگاهی ایران
دانشجوی دکتری توسعه واقتصاد/تهران
تاریخ انتشار: ۱۰ دسامبر ۲۰۲۵
منبع: sharapriran
بیایید به حداقل یک هزار روز پیش بازگردیم؛ روزگاری که نام «هوش مصنوعی» صرفاً واژهای غریب در متون علمی بود و کمتر کسی در عرصه ارتباطات و روابطعمومی، از عمق نفوذ و کارکرد حیرتانگیز آن آگاهی داشت. این پدیده آرامآرام در لایههای راهبردی جای باز کرد تا امروز که به عنوان دستیاری قابلاتکا در صدر ابزارهای روابطعمومی نشسته است.
در این ایام، کارگزاران روابطعمومی یکی پس از دیگری بر آستان این فناوری تقالباب کردند و با اندک تخصصی، انبان دانش و تولیدات خود را از آن پر نمودند. بسیاری سرمست از دستاوردهایی شدند که مخاطب، آنها را به پای توان علمی و نبوغ خود کارگزار مینوشت. اما در پسِ این زرق و برق، اتفاقی نگرانکننده در حال رخ دادن بود: محوریت «مطالعه، تحقیق و پژوهش» از مسیر بهروزرسانی دانش فردی خارج شد و «خوداتکایی» جای خود را به «دگراتکایی» داد.
دلسوزان و نخبگان این عرصه بارها هشدار دادند که بهرهگیری از ابزارهای مجازی و هوش مصنوعی تا زمانی مطلوب است که منجر به تحلیل رفتن توان نرمافزاری، تحقیق و تعالی شخصی نشود. اما گویی جاذبه راحتی، بیش از دغدغه پویایی بود.
سنگ محکی به نام بحران
شرایط جنگی اخیر و محدودیتهای شدید در دسترسی به اینترنت جهانی و حتی ملی، دقیقاً همان نقطهای بود که نقابها را کنار زد. در حالی که جامعه روابطعمومی بیش از هر زمان دیگری به فعالیت حول محور «امیدآفرینی» و «مدیریت بحران» و انعکاس ایستادگی وکوشش نیروی انسانی متبوع در شرایط سخت نیاز داشت، بنبست اینترنت و قطع دسترسی به دستیاران مصنوعی، برخی از همکاران ما را به کارگزارانی منفعل و بیاثر تبدیل کرد.
بررسی عملکردها در این دوران، نشان از یک فاجعه پنهان داشت؛ کسانی که تمام خلاقیت خود را به الگوریتمها واگذار کرده بودند، در نوشتن یک خبر ساده، اتخاذ موضعگیری اصولی و حتی ایدهپردازی برای شرایط جنگی عاجز ماندند. در مقابل، تنها کسانی سربلند ماندند که اتکایشان به هوش مصنوعی برای «رفع چالش» ودستیاربود، نه به عنوان یک «تکیهگاه» دائمی.
باید با صراحت گفت که وضعیت جنگی و محدودیت اینترنت، سنگ محک بسیار خوبی برای تفکیک «روابطعمومی پویا و مستقل» از «روابطعمومی وابسته و ابزارزده» بود.
این دوران نشان داد که اگر دانش درونی و قدرت تحلیل شخصی نباشد، با قطع یک ارتباط فرامرزی، تمام ویترین حرفهای یک مجموعه فرو میریزد.
بازی در زمین فضای مجازی و بهرهجویی از هوش مصنوعی تا جایی پذیرفته است که به بالندگی و ارتقای دانش فردی کارگزار آسیب نزند. اگر قرار باشد تکنولوژی جایگزین تفکر شود، باید بیمناک بود. روابطعمومی اصیل، در ذهن و اندیشه کارگزار جان میگیرد، نه در پردازندههای سرورهای راه دور.
امیدوارم این نوشتار بتواند تلنگری مناسب برای جامعه متخصصین روابطعمومی باشد./شارا

📤 اشتراکگذاری: