حضور قدرشناسانه مدیرکل بنیاد شهید آذربایجان‌شرقی بر مزار خبرنگاری که بوی نجابت می‌داد، نشان از آن دارد که، بعضی انسان‌ها را نمی‌توان صرفاً در قاب یک عنوان شغلی تعریف کرد، آنان فراتر از حرفه، در مرتبه‌ای از منش و مرام می‌ایستند که نام‌شان با اخلاق، وقار و انسانیت گره می‌خورد.

ارتباط خبر – زنده‌یاد حامد عاطفی‌فر از آن تبار بود؛ از تبار نیک اندیشان و منورالفکران، از آنان که بودن‌شان آرامش می‌آفریند و رفتن‌شان خلائی بر جای می‌گذارد که به این آسانی‌ها پرشدنی نیست؛ از تبار صداقت و نجابت، و مشحون از صفا.

بعضی انسان‌ها را نمی‌توان تنها با عنوان شغلی‌شان شناخت.

آنان فراتر از یک نام، یک مسئولیت یا یک جایگاه اداری‌اند؛ به هیئتِ یک منش، یک خاطره جمعی و یک حسرتِ ماندگار در ذهن و دل اطرافیان‌شان باقی می‌مانند.

زنده‌یاد حامد عاطفی‌فر از همین شمار بود؛ روزنامه‌نگاری که اگر بخواهیم در یک جمله او را وصف کنیم، باید گفت: او قلم را با اخلاق معنا می‌کرد؛ قلم را پاک نگه داشت و آن را مقدس می‌شمرد.

عاطفی‌فر از معدود اهالی رسانه بود که حضورش، پیش از آن‌که به نوشته‌ها و گزارش‌هایش شناخته شود، به انسانیت، متانت، احترام، نجابت و شوخ‌طبعی دلنشینش شهره بود. در او، عقلانیت و صمیمیت، وقار و ظرافت، دانش و فروتنی چنان درهم تنیده بود که هر کس از نزدیک می‌شناختش، بی‌اختیار شیفته مرام و منش او می‌شد.

خبرنگاری با قلبی روشن و نگاهی شریف

در روزگاری که هیاهوی رسانه گاه مجال تأمل و انصاف را از قلم‌ها می‌گیرد، حامد عاطفی‌فر از آن دست نویسندگانی بود که شرافت حرفه‌ای را بر هر چیز مقدم می‌داشت.

او نه‌تنها در حوزه کاری خود از دانش و بینشی روشن برخوردار بود، بلکه در گفتار و رفتار نیز ادب و احترام را پاس می‌داشت؛ گویی برای او رسانه صرفاً ابزار خبر نبود، بلکه عرصه‌ای برای خدمت، فهم و حرمت‌گذاری به انسان بود.

شوخ‌طبعی‌اش از آن جنس بود که به دل می‌نشست، نه آن‌که سطحی باشد یا از وقار شخصیتش بکاهد.

لبخندش بخشی از اعتبارش بود؛ و همین ترکیب کم‌نظیر از صلابت و صمیمیت، از او چهره‌ای ساخته بود که نبودنش، برای همکاران و دوستانش، اندوهی عمیق و جانکاه بر جای گذاشته است.

فراقی که تنها رفتنِ یک انسان نیست

آسمانی شدنِ حامد عاطفی‌فر، برای خانواده بزرگ بنیاد شهید و امور ایثارگران آذربایجان‌شرقی که چند سالی از حضور او در جایگاه مسئول روابط عمومی بهره‌مند بودند، تنها فقدان یک همکار نبود؛ بلکه وداع با انسانی بود که در آن مجموعه، ردی از صداقت، خدمت و منش انسانی به یادگار گذاشت.

او در آن سال‌ها، با تمام توان و با همه ظرفیت خویش، در مسیر ارتباط، همدلی و خدمت گام برداشت و تصویری از تعهد و اخلاق به جا گذاشت که امروز، در نبودش، بیش از پیش ارجمند و ماندگار جلوه می‌کند.

از همین روست که فراق او نه‌فقط دل همکاران، که دل هر انسانِ قدرشناس و نوع‌دوستی را می‌فشارد.

ادای احترام؛ نه یک مراسم، که یک مرام

در چنین روزی، حضور علی‌اکبر سلمانی، مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران آذربایجان‌شرقی، در معیت انسانی با وقار آقای اسلام سبزی پور مدیر محترم حراست و  دکترحسین نامی معاون توسعه مدیریت و منابع انسانی؛ بر سر مزار زنده یاد عاطفی‌فر، معنایی فراتر از یک دیدار رسمی داشت.

این حضور، تجلی قدرشناسی، وفاداری و فرهنگ حرمت‌نهادن به انسان‌های اثرگذار بود؛ رفتاری که نشان داد هنوز می‌توان در هیاهوی روزمرگی‌ها، به یاد آنان بود که با اخلاق و خدمت، در جان دیگران نشسته‌اند.

قرائت فاتحه بر مزار این خبرنگار فقید، تنها یک آیین نبود؛بیانی بود از اینکه خوبان هرگز از یاد نمی‌روند و نام کسانی که با نیک‌خویی زیسته‌اند، در حافظه دل‌ها ماندگار می‌شود.

همراهی و رفتار صمیمانه مدیرکل بنیاد شهید و همراهان ایشان نیز، به‌حق، در کارنامه‌ای از ادب و منش انسانی ثبت شد؛ کارنامه‌ای که ارزش آن، از هر تقدیرنامه و تشریفات اداری فراتر است.

حامد و آن لبخندهایی که با نام ایثار مضاعف می‌شد

از خاطره‌های روشن و صادقانه مرحوم عاطفی‌فر، جمله‌ای است که خود به‌تنهایی گویای روحیه اوست.

به یاد دارم وقتی با هم بودیم او همواره می‌گفت:

خنده‌هایم، زمانی که در محضر جانباز عزیز بالای ۷۰ درصددوران دفاع مقدس، دکتر جعفر پورجعفر، قرار می‌گیرم، رنگ و بویی دیگر می‌یابد؛ گویی قداست زخم‌هایش، شادی وجودم را نیز متبرک می‌سازد و مضاعف می‌کند.

و در این میان، یادآوری سخنِ دلنشین آقای سلمانی، مدیرکل محترم، طنین‌انداز می‌شود؛ آن هنگام که از سپردن سکان این مجموعه به فردی آشنا به بطن سازمان، مقید به اخلاقیات و واقف بر تک‌تک همکارانش سخن می‌گفت. او از این انتصاب، که آقای سلمانی مدیرکل شد بی نهایت خوشحال بود و منطقش این بود که وی  از دل همین خانواده برخاسته و پله های ترقی را بدون آویزان شدن بر دیگران طی کرده است، چنین شادمان بود که گویی امیدی تازه به جان مجموعه دمیده می‌شد.

این جمله، تنها یک اظهار محبت نبود؛آیینه‌ای بود از مرام حامد، از ارادت او به ایثار، از دلبستگی‌اش به مردان بی‌ادعایی که با رنج زیسته‌اند و با صبر، شأن انسان را بالا برده‌اند.

او شیفته منش و مرام پورجعفرها بود؛ همان مردی که این روزها به سبب ترکش‌های به‌جامانده در تن نحیفش، در بستر نقاهت آرمیده است.

و چه زیباست که انسان در حیات خویش، به کسانی دلبسته باشد که عظمت‌شان در خاموشی و وقارشان نهفته است.

نامی که در حافظه انسان‌دوستی زنده خواهد ماند

حامد عاطفی‌فر از آن چهره‌هایی است که نبودشان، بیش از حضورشان معنا می‌یابد، او از میان ما رفت، اما اخلاقش، لبخندش، ادبش و نگاه انسانی‌اش همچنان در ذهن همکاران، دوستان و همه آنان که او را می‌شناختند، زنده خواهد ماند.

جای خالی‌اش، تنها خلأ یک خبرنگار نیست؛ جای خالی انسانی است که می‌شد به او تکیه کرد، از او آموخت و با او احساس امنیت و صمیمیت کرد.

او زینت المجالس جامعه رسانه ای و بنیاد شهید و امور ایثارگران آذربایجانشرقی بود؛
روح بلند و پاکش را به خداوند می‌سپاریم؛

همنشین یاران انبیا و اولیا باد، و روحش قرین رحمت الهی و بهشت ماوای جاویدانش.

و برای آنان که با حضور بر مزارش، با فاتحه‌ای، با ادای احترامی، و با رفتاری نجیبانه، نشان دادند که وفاداری هنوز زنده است، توفیق و ماندگاری در مسیر خیر و حرمت‌داری آرزو می‌کنیم./

 

محمدرضا ایازی/ روزنامه نگار