دکتر قربانعلی تنگ‌شیر، مدرس دانشگاه و نایب‌رئیس انجمن متخصصان روابط عمومی – دسترسی به اطلاعات در جهان امروز، به‌تنهایی نشانه آگاهی نیست. آنچه اهمیت دارد، توانایی فهم، ارزیابی و راستی‌آزمایی اطلاعات و شناخت سازوکارهای تولید، توزیع و برجسته‌سازی پیام‌هاست. در محیطی که هر کاربر می‌تواند هم‌زمان مصرف‌کننده و تولیدکننده محتوا باشد، سواد رسانه‌ای دیگر یک مهارت جانبی نیست؛ ضرورتی برای حفظ قدرت تشخیص، افزایش تاب‌آوری اجتماعی و مشارکت مسئولانه در زندگی جمعی است.

ارتباط خبر – رسانه‌های فضای مجازی با فراهم کردن امکان دسترسی سریع به اطلاعات و تبادل دیدگاه‌ها، ظرفیت‌های تازه‌ای برای آگاهی‌بخشی ایجاد کرده‌اند؛ اما همین ظرفیت‌ها می‌توانند زمینه گسترش اطلاعات نادرست، دستکاری‌های شناختی، عملیات روانی، قطبی‌سازی اجتماعی و بهره‌برداری از هیجان‌های جمعی را نیز فراهم کنند. مسئله اصلی، نه صرفاً حضور در فضای مجازی، بلکه چگونگی مواجهه با پیام‌هایی است که در این فضا تولید و بازنشر می‌شوند.

در شرایط بحرانی، هنگامی که اطلاعات شفاف و کافی در دسترس نیست و پیام‌های متعارض به‌سرعت منتشر می‌شوند، جامعه ممکن است در دام هراس و شایعه گرفتار شود و فرصت پرسشگری و ارزیابی را از دست بدهد. در چنین وضعیتی، سرعت انتشار یک خبر یا تعداد بازنشرهای آن نمی‌تواند معیاری برای اعتبار آن باشد. آنچه اهمیت دارد، شواهد قابل بررسی، انسجام استدلال و امکان راستی‌آزمایی ادعاهاست. به همین دلیل، معیار سواد رسانه‌ای نباید صرفاً هویت تولیدکننده پیام باشد؛ اعتبار شواهد و قابلیت بررسی مستقل اطلاعات نیز باید در مرکز توجه قرار گیرد.

این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که اعتبار منابع و نحوه بازنمایی رویدادها نیز تحت تأثیر انتخاب‌های رسانه‌ای قرار می‌گیرد. آزادی بیان، حق دسترسی به اطلاعات و تکثر دیدگاه‌ها، بدون امکان ارزیابی انتقادی پیام‌ها، به‌تنهایی تضمین‌کننده آگاهی عمومی نیستند. اعتباربخشی یا بی‌اعتبارسازی منابع، اگر بدون ارائه شواهد روشن و معیارهای قابل سنجش انجام شود، می‌تواند به تضعیف اعتماد عمومی و کاهش قدرت تشخیص مخاطب بینجامد. بنابراین، مخاطب باید بتواند میان نقد مستند یک منبع و رد کردن آن صرفاً بر اساس هویت یا وابستگی‌اش تمایز بگذارد.

تحولات فناوری و گسترش هوش مصنوعی نیز ابعاد تازه‌ای به این مسئله افزوده‌اند. الگوریتم‌ها در اولویت‌بندی و نمایش محتوا نقش دارند و سازوکارهای جلب توجه می‌توانند بر آنچه کاربران می‌بینند و درباره آن گفت‌وگو می‌کنند، اثر بگذارند. در چنین شرایطی، بازاندیشی در مفهوم سواد رسانه‌ای ضروری است. مخاطب آگاه باید علاوه بر تشخیص اخبار جعلی، سازوکارهای الگوریتمی، شیوه‌های تولید محتوای مصنوعی و احتمال دستکاری پیام‌ها را نیز بشناسد و در برابر اطلاعاتی که با ظاهر معتبر عرضه می‌شوند، قدرت ارزیابی خود را حفظ کند.

زیست مجازی مطلوب به مجموعه‌ای از مهارت‌های به‌هم‌پیوسته نیاز دارد؛ از راستی‌آزمایی اطلاعات و تحلیل روایت‌ها گرفته تا حفاظت از حریم خصوصی، مدیریت زمان و توجه، شناخت سازوکارهای الگوریتمی و مسئولیت‌پذیری در تولید و بازنشر محتوا. این مهارت‌ها زمانی به رفتار رسانه‌ای مؤثر تبدیل می‌شوند که در عمل آموزش داده شوند و افراد بتوانند آموخته‌های خود را در مواجهه با پیام‌های واقعی به کار بگیرند.

از این منظر، آموزش سواد رسانه‌ای باید برنامه‌ای مستمر، مهارت‌محور و متناسب با نیازهای گروه‌های مختلف جامعه باشد. خانواده‌ها، نهادهای آموزشی، رسانه‌ها، سیاست‌گذاران و فعالان حوزه فناوری، هر یک در این مسیر مسئولیتی دارند. آموزش نباید به توصیه‌های کلی درباره پرهیز از انتشار اخبار جعلی محدود شود؛ بلکه باید به افراد بیاموزد چگونه اعتبار منابع را بررسی کنند، میان واقعیت و ادعا تفاوت بگذارند، روایت‌های رسانه‌ای را تحلیل کنند و پیش از بازنشر یک پیام، درباره پیامدهای احتمالی آن بیندیشند.

توسعه سازوکارهای رصد و پاسخ سریع به اطلاعات نادرست در شرایط بحرانی، حمایت از سواد دیجیتال خانواده‌ها و صیانت از کودکان و نوجوانان، از جمله اقداماتی است که می‌تواند به تقویت این مسیر کمک کند. در کنار این اقدامات، استقرار نظام سنجش و ارزیابی اثربخشی برنامه‌های سواد رسانه‌ای ضروری است. موفقیت چنین برنامه‌هایی را نمی‌توان صرفاً با تعداد دوره‌های آموزشی، شمار شرکت‌کنندگان یا حجم محتوای تولیدشده سنجید. معیار اصلی، تغییر واقعی در مهارت‌ها و رفتارهای رسانه‌ای شهروندان است؛ اینکه آیا افراد پس از آموزش، توانایی بیشتری برای تشخیص اطلاعات نادرست، ارزیابی شواهد و تصمیم‌گیری مسئولانه پیدا می‌کنند یا خیر.

این ارزیابی باید با مشارکت خانواده، مدرسه و نهادهای تخصصی انجام شود تا آموزش سواد رسانه‌ای از فعالیتی مقطعی به فرایندی پایدار تبدیل شود. جامعه‌ای که در آن افراد قدرت پرسشگری و ارزیابی دارند، در برابر شایعه و دستکاری اطلاعاتی ظرفیت بیشتری برای مقاومت خواهد داشت. البته این ظرفیت به معنای مصونیت کامل از خطا نیست؛ بلکه به معنای افزایش توانایی تشخیص، اصلاح برداشت‌ها و بازنگری در قضاوت‌هاست.

سواد رسانه‌ای و اطلاعاتی امروز دیگر صرفاً به معنای توانایی تشخیص اخبار جعلی نیست. مسئله، توانایی تمایز میان واقعیت، ادعا، دروغ و محتوای گمراه‌کننده و مشارکت آگاهانه در گفت‌وگوی اجتماعی است. چنین سوادی از افراد می‌خواهد که نه‌تنها در برابر پیام‌های دریافتی پرسشگر باشند، بلکه در تولید و انتشار پیام‌های خود نیز مسئولیت بپذیرند. هر بازنشر می‌تواند بر شکل‌گیری برداشت عمومی اثر بگذارد و هر تصمیم آگاهانه برای بررسی یک ادعا، فرصتی برای کاهش گردش اطلاعات نادرست فراهم کند.

شعار امسال یونسکو، «همه ما نقش داریم: سواد رسانه‌ای و اطلاعاتی برای مردم»، بر همین مسئولیت مشترک تأکید دارد. ساختن جامعه‌ای آگاه‌تر و تاب‌آورتر، تنها وظیفه رسانه‌ها یا نهادهای آموزشی نیست؛ این هدف به مشارکت همه ارکان جامعه نیاز دارد. از خانواده‌ای که مهارت پرسشگری را در فرزندان تقویت می‌کند تا رسانه‌ای که شواهد را با دقت منتشر می‌کند و نهادی که برای آموزش مستمر برنامه‌ریزی می‌کند، هر یک بخشی از این مسئولیت را بر عهده دارند.

در نهایت، کیفیت آینده ارتباطات صرفاً به پیشرفت فناوری وابسته نیست؛ بلکه به میزان توانمندی انسان‌ها در فهم، ارزیابی و استفاده مسئولانه از آن نیز بستگی دارد. سرمایه‌گذاری بر سواد رسانه‌ای، سرمایه‌گذاری بر جامعه‌ای آگاه‌تر، مقاوم‌تر در برابر دستکاری اطلاعاتی و برخوردار از ظرفیت بیشتر برای گفت‌وگو، همزیستی و تصمیم‌گیری مسئولانه است. تحقق این هدف به اراده نهادی، برنامه‌ریزی مستمر و مشارکت همه ارکان جامعه نیاز دارد؛ زیرا در جهان ارتباطات، آگاهی نه فقط حاصل دسترسی به اطلاعات، بلکه نتیجه توانایی سنجش و مسئولیت‌پذیری در برابر آن است./شارا