گوشیها و شبکه های اجتماعی که شعارشان وصل انسانها و گسترش روابط اجتماعی بوده است، ارزشها و شعارهای خود را نقض میکنند.
در جایی میخواندم که نیل پسریچا، نویسنده چندین کتاب پرفروش در مورد شادمانی میگوید که یکی از مشکلات ما اعتیاد به گوشیهای هوشمند است. او با استناد به یک سلسله پژوهشها، رابطهای میان اضطراب، افسردگی و تنهایی و وابستگی به گوشیهای هوشمند، در نظر میگیرد.
پسریچا به عنوان مثال میگوید که اگر قبل از خواب همیشه مشروب بنوشید و لیوان پُر را در بغل تختتان بگذارید و صبح بازهم بنوشید، اسم این کار «اعتیاد به الکل» است. او عمیقاً نگران پیامدهای روانی و فردی استفاده شدید ما از گوشیهای هوشمند است.
کال نیوپورت، استاد علوم کامپیوتر در دانشگاه جورج تاون و نویسنده کتاب پرفروش «کار عمیق»، با پسریچا موافق است. او در کتاب «مینیمالیسم دیجیتال» توضیح میدهد که «تکنولوژیهای جدید احساس معنا و رضایت را از اوقات فراغتمان گرفته است.»
گوشیها و شبکه های اجتماعی که شعارشان وصل انسانها و گسترش روابط اجتماعی بوده است، ارزشها و شعارهای خود را نقض میکنند. نیوپورت به کنایه مینویسد: «افراد به فیسبوک میپیوندند تا با دوستان خود در تماس باشند، اما در عمل نمیتوانند صحبت مستمر و بدون انقطاعی با دوستی که پیش رویشان نشسته است، پیش ببرند.»
چندی پیش جیسون گی، نویسنده روزنامه وال استریت ژورنال، نوشت که «با ترک شبکههای اجتماعی، خود را نجات دهید!» او در مقالهاش توضیح داد که با این کار «احساس شادمانی و تحرک میکنید و حالا وقت بیشتری برای کارهای باارزش دارید.»
نیوپورت در توضیح این احساس مینویسد که «شبکههای اجتماعی با احساسات کاربران خود بازی میکنند. آنان به طور پیوسته زندگی دوستانشان را که با دقت آراسته و بزک شده است، میبینند و احساس کمبود میکنند؛ به ویژه زمانی که حال خوشی ندارند.»
البته این را هم نباید فراموش کرد که به گفته جرون لنیر، فیلسوف بریتانیایی، «خشم و عصبانیت بخش اجتنابناپذیری از شبکههای اجتماعی است: در این بازار عمومی که همه به دنبال جلب توجهند، احساسات منفی بیشتر از سخنان سازنده و مثبت توجهات را به خود جلب میکند.» بهخصوص، به گفته جنیفر گرایگل، استاد علوم ارتباطات در دانشگاه سیراکیوز، شبکههای اجتماعی به خاطر رواج اخبار و معلومات جعلی، و شیوع ادبیات زننده و توهینآمیز در میان کاربران، نمیتواند منبع واقعی کسب خبر و بحثهای سیاسی و اجتماعی باشد.
نیوپورت در این کتاب بیشتر از هر چیزی، نگرانِ اوقات فراغتی است که کاربران، روی گوشیهای هوشمند صرف میکنند، و آنان را از فعالیتهای خلاق و روابط واقعی اجتماعی باز میدارد و کاربران اوقات اضافی و فراغت خود را از دست میدهند. در حالی که به این اوقات مثبت، «برای فکر کردن در مورد مشکلات و چیزهای ارزشمند، تنظیم احساسات و تقویت روابط اجتماعی خود نیاز دارند.» از همه مهمتر، اوقات فراغت برای لذت بردن از زندگی است.
نیوپورت بر این باور است که در اوقات فراغت، حوصله افراد سر میرود و معمولاً گوشیهای هوشمند به عنوان سرگرمی این خلاء را پُر میکنند. ولی پیشنهاد او این است که اگر از این ابزارهای دیجیتال فاصله بگیرید، «با اشتیاق زایدالوصفی به دنبال گزینههای با کیفیتتری خواهید رفت.»
ازجمله، او یادآوری میکند که رشد عقلی و تجارب انسانی، محصول روابط اجتماعی و مستقیم افراد است که نمیتواند در انزوا و از طریق شبکههای اجتماعی به دست آید. به همین خاطر، پیشنهاد میکند که «زمان بیشتری را صرف روابط و صحبتهای عمیقتر با دوستان و خانواده، کتابخوانی، نقاشی، نوشتن و… کنیم.»
معمولاً مشاهده ویدیوها و عکسهای جالب در اینستاگرام و فیسبوک به اندازه کافی برای بسیاری از کاربران سرگرم کننده است، اما نیوپورت باور دارد که در پایان روز شما را «خستگی بی حاصل» از پای درمیآورد. برای همین، «هر قدر از نقش تلفنهای هوشمند در صرف اوقات فراغت خود بکاهید، متوجه خواهید شد که در پایان روز چقدر فعالیتهای توانبخش معناداری انجام دادهاید.»
برای همین او هشدار میدهد که بسیاری از کاربران گوشیها و شبکههای اجتماعی، متوجه وقتی که به صورت بیحاصل هدر میدهند، نیستند.

📤 اشتراکگذاری: