چرا بعضی ها از تاریکی می ترسند؟ چون نمی دانند پشت این سایه های سیاه چه چیزی انتظارشان را می کشد؛ شاید برای شما هم پیش آمده باشد که وارد اتاق تاریکی شوید و لامپ آن روشن نشود، در این مواقع چه می کنید؟ عقب می روید و دیگر به آن جا نمی آیید؟

ممکن است سعی کنید در همان تاریکی جلو بروید و خودتان را به جایی که می خواهید برسانید؛ این وسط ممکن است انگشت پای خود را به گوشۀ میز وسط اتاق بکوبید و یا درست متوجه صندلی بزرگ سر راهتان نشوید و به خودتان آسیب بزنید!

یک راه دیگر هم هست، از چراغ قوۀ گوشی همراه خود استفاده کنید و با دیدی درست و واضح قدم در اتاق بگذارید؛ دیگر نه میزی مزاحمتان می شود و نه خدای نکرده انگشتتان را از دست می دهید!

پرسونای مخاطب در بازاریابی محتوایی نقش چراغ قوه در تاریکی را بازی می کند. حالا فکر می کنید چه اتفاقی می افتد که صاحبان یک کسب و کار تصمیم می گیرند، بدون اینکه مخاطب خود را بشناسند کارشان را شروع کنند؟ دلیل این شجاعت احمقانه در زدن به دل تاریکی چیست؟

بازاریابی محتوایی می تواند یک سیاه چاله عظیم باشد. بدون پرسونای مخاطب شما هیچ شناختی از افرادی که با آن ها سر و کار دارید، نخواهید داشت. وقتی مخاطب خود را نشناسید مثل این است که دارید با خُرزوخان می جنگید!