با گذشت نزدیک به یک هفته از مناظره تلویزیونی «موسی غنی نژاد» و «مسعود درخشان»، واکنش ها به آن همچنان ادامه دارد. «غنی نژاد» و «درخشان» در مناظره شبکه افق با موضوع «نظام اقتصادی ایران»، به بررسی دیدگاه های اقتصادی خود پرداختند و در این میان سخنانی مطرح شد که واکنش دیگر صاحبنظران را در ادامه به دنبال داشت. «غنی نژاد» در این مناظره گفت که اقتصاد ایران، شاخص های یک اقتصاد آزاد را ندارد. جالب آنکه «درخشان» نیز ریشه مشکلات کنونی اقتصاد ایران را در حاکم بودن اندیشه های اقتصاد لیبرال دانست. حال در تازه ترین واکنش به بدین مناظره، «فرشاد مومنی» اقتصاددان نهادگرا و استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی در نشست تخصصی ارزیابی «تجربه سیاست های اقتصادی سه دهه گذشته و پیشنهادهایی برای آینده» به طور غیرمستقیم و بی آنکه نامی از «غنی نژاد» ببرد، گفت: «یک عده از سر جهل یا به خاطر مسائل دیگر می گویند، قانون اساسی توسط القائات حزب توده نوشته است یعنی می گویند چند ده اسلام شناس برجسته ما آلت دست حزب توده بوده اند. این بازی ها را راه انداخته اند تا پاسخ ندهند که نتایج شوک درمانی مورد توصیه شان چه بوده است. ما نباید فریب این جریان سازی ها را بخوریم.»
«مومنی» در نشست موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه شرایط به گونه ای رقم خورده که هر کس بخواهد بگوید اقتصاد مهم است، دچار نوعی ترس می شود، گفت: برچسب زنی ها به افرادی که اقتصاد را مهم می دانند به حدی است که افراد می گویند به سری که درد نمی کند، بهتر است دستمال نبندیم. اگر کسی بگوید هیچ عنصری در نظام حکمرانی کشورها به اندازه کیفیت سیاستگذاری در عرصه اقتصاد تاثیرگذار نیست، گزافه نگفته است. بنابراین یک نظام حکمرانی نرمال باید بیشتر تمرکز خود را بر اقتصاد بگذارد. گاهی پیش می آید یک نظام سیاستگذاری در اتخاذ سیاست های صحیح خطا می کند. اینجا مهم این است قابلیت های یادگیری از خطاها، ارتقا یابد. در ادبیات دینی ما یکی از نشانه های اهل ایمان این است که از یک سوراخ دو بار گزیده نشوند، اما متاسفانه بنا بر یک مجموعه علل و عوامل، یک خطای فاحش سیاستگذاری در ایران بیش از ۱۰۰ بار شکست خورده اما باز هم تجربه می شود.

نیروی محرکه بازتولید فقر
او با بیان اینکه سه سازه به عنوان نیروی محرکه بازتولید فقر، بی عدالتی، عقب ماندگی و وابستگی های ذلت آور به دنیای خارج عمل می کند، افزود: اولین عامل این است که برخی می خواهند مسیرهای چند ده ساله و چند صدساله را یک شبه طی کنند. این سازه ذهنی، عمل به شوک درمانی را مطلوب نشان می دهد. عامل دوم این است که تصور شود همه چیز را می توان با پول حل کرد و عامل سوم، باز گذاشتن دست مسئولان است. از دریچه ملاحظات اندیشه ای، این سه سازه ذهنی بیشترین آثار تخریبی و مهلک را برای ایران به ارمغان آورده است. اگر کسی می خواهد برای تدوین برنامه توسعه هفتم، کار موثری صورت دهد نباید باز به رویه های سه دهه گذشته مراجعه کند. اگر ما توانستیم آنقدر شرافتمندانه و آبرومندانه، دوره جنگ را اداره کنیم، دلیلش این است که دست به چنین کارهایی نزدیم. طی ۳۰ سال گذشته تمام سیاست های بر محور شوک درمانی شکست خورده است و برای تداوم این خطاها، به شیوه های بسیار غیراخلاقی مبتنی بر دستکاری واقعیت ها روی می آورند. این یک مسئله منحصر به ساختار قدرت نیست. همه این گروه های ذی نفع از شوک درمانی، در این زمینه سرمایه گذاری می کنند و ساختار تصمیم گیری با ضعف های بنیادی که نظام آمار و اطلاعات دارد، با تداوم این مناسبات همراهی می کند.
به گزارش «جماران»، «مومنی» با اشاره به تجربه شوک درمانی در اقتصاد ایران ادامه داد: شوک درمانی باعث می شود همه آنهایی که در معرض آن قرار می گیرند، موقعیت خود و جهت درست را گم می کنند و مقاومت شان کاهش می یابد. اینکه چینی ها توانستند معجزه آسا ترین عملکرد اقتصادی را بر جای بگذارند، به این دلیل بود که با علم محوری در برابر وسوسه های شوک درمانی مقاومت کردند. در سه دهه گذشته، پنج رئیس جمهور داشته ایم که تنها در شوک درمانی با یکدیگر هم نظر بوده اند، چون شوک درمانی به دولت ها، توهم پولدار شدن می دهد. آنهایی که از این مناسبات منتفع می شوند، به دولت ها می گویند شما انحصار عرضه کالاهای ارزآور را در اختیار دارید پس می توانید یک دلار را به فلان قیمت برسانید و درآمدهای تان را چندین برابر کنید، لذا در برابر این وسوسه ها، تسلیم می شوند.
افزایش چاپ پول با فروش اوراق
این استاد دانشگاه در تشریح آثار شوک درمانی گفت: پس از وارد شدن شوک های قیمتی، بی ثباتی و ناامنی ایجاد می شود. این احساس، نیروی محرکه ترس از آینده می شود و هر جایی که ترس از آینده وجود داشته باشد، کسی سراغ تولید فناورانه نمی رود. پیامد دیگر شوک درمانی، این است که نابرابری ها افزایش پیدا می کند، چون شوک جامعه را با پدیده رکود تورمی مواجه می کند؛ یعنی آن نان آوری که هزینه زندگی اش را افزایش داده اند، با نبود شغل هم دست و پنجه نرم می کند. این همان معنای فلاکت است. در ادامه این نابرابری های شدت یافته، فساد هم گسترش پیدا می کند.
وی با اشاره به اینکه اوراق بانک مرکزی به افزایش چاپ پول منجر می شود، افزود: شما وضعیت خانوارها را هر روزه می بینید، اما بدانید اوضاع مالی حکومت از خانوارها و بنگاه های تولیدی بدتر است. از سال ۱۳۹۱ اعلام خطر کرده ایم که در معرض یک گذار خطرناک از دولت خام فروش به سمت دولت آینده فروش هستیم؛ یعنی دولت آنچنان دچار استیصال شده که برای گذران امور جاری خود، وام می گیرد. در دوره آقای روحانی، یک فریبکاری بزرگ شکل گرفت. آنها گفتند نمی خواهیم به سراغ بانک مرکزی برویم و پول پرفشار بگیریم لذا سراغ فروش اوراق می رویم. ما همان زمان نشان دادیم تمام راه های تامین کسری مالی دولت از جمله فروش اوراق با شدت بیشتری به انتشار پول پرقدرت منجر می شود. وقتی دولت با جنگ صادقانه و شرافتمندانه سراغ بانک مرکزی می رفت تا کسری مالی خود را تامین کند، اینها چه چیزها نمی گفتند اما حالا که داده های سری منتشر شده نشان می دهد میانگین رشد نقدینگی طی سال های جنگ از تمام دوره های بعد از خود (به جز یکی دو استثنا) کمتر بوده است.
به گفته «مومنی»، اصل و سود اوراق سررسیدشده در سال ۱۴۰۱ به رقم حیرت انگیز ۱۷۲ هزار و ۶۶۲ میلیارد تومان رسیده است، آن هم تحت عنوان اینکه نمی خواهیم پول پرقدرت منتشر کنیم! مرکز پژوهش های مجلس می گوید میزان تحقق این ماجرا ۱۲۰ درصد است؛ یعنی ۲۰ درصد اضافه تر از این طریق تامین کرده اند. نکته قابل اعتنا که نشان دهنده پیشروی در یک باتلاق است، این است که عزیزان در لایحه بودجه ۱۴۰۲ پیش بینی رشد ۸۰ درصدی در رشد اوراق داشته اند. اینها دست به شوک درمانی می زدند تا پول زیادی به دست بیاورند، اما ببینید چه اتفاق افتاده است. در سال ۱۳۹۹ رقم اوراق فروخته شده ۱۰ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان بوده و اکنون به بیش از ۲۰۲ هزار میلیارد تومان رسیده است.
بازارگرایی را هم لجن مال کرده اند
این اقتصاددان نهادگرا در بخش پایانی سخنانش با بیان اینکه گرایش مشکوکی در حیطه ارائه گزارش های دستکاری شده مشاهده می شود، گفت: اگر کسی نسبت به پروژه نفوذ حساس است بداند که نفوذ اندیشه ای، مهلک تر از نفوذ تشکیلاتی و مزدورانه است. نسخه شوک درمانی در ایران به نام ترویج بازارگرایی پیچیده شد. اگرچه برخی بازارگرایی را هم لجن مال کرده اند؛ چراکه شفافیت، امنیت، حقوق مالکیت و برابری از اصول حیثیتی بازارگرایی است.
«مومنی» با اشاره به اینکه از سر جهل می گویند قانون اساسی توسط القائات حزب توده نوشته شده است، تاکید کرد: اکنون یک عده از سر جهل یا به خاطر مسائل دیگر می گویند قانون اساسی توسط القائات حزب توده نوشته شده است؛ یعنی می گویند چند ده اسلام شناس برجسته ما آلت دست حزب توده بوده اند. شهید مطهری که یکی از سرآمدان نقد مارکسیزم بود، فرموده بودند که کسی به عمق آقای بهشتی در شناخت اندیشه مارکسیستی نداریم. اما برخی جوری حرف می زنند که انگار شهید بهشتی با یکی دو نفر دیگر توانسته اند آن مجموعه که هر کدام برای خود رجلی بودند را تحت تاثیر قرار دهند. اولین بار که چنین مسئله ای از سوی یک فرد دیگر مطرح شد، گفتم اگر مشکل شما با اداهای توده ای ها است، باید بدانید مالینوفسکی در آن موقع کتابی ننوشته که حالا بخواهید بگویید شهید بهشتی تحت تاثیر این افراد بوده است. بیش از ۷۵ درصد جهت گیری بخش اقتصادی قانون اساسی در آن کتاب دیده می شود. لذا این حرف ها که گفته شد، دروغ پردازی های خلاف اخلاق است. این بازی ها را راه انداخته اند تا پاسخ ندهند که نتایج شوک درمانی مورد توصیه شان چه بوده است. ما نباید فریب این جریان سازی ها را بخوریم.
نویسنده : ایمان ولی پور

📤 اشتراکگذاری: