جذابترین بخش ماجرا، کاربست نظریههای ارتباط جمعی در مقام عمل بود که تصور میکنم نتایج خوبی به همراه داشت و اگر زمان یا امکانات بیشتری داشتیم، با بازنگری و اصلاح رویهها و افزایش عمق یا ساماندهی حجرهها، همچنین انسجام بیشتر تیم ایدهپرداز، تولید و توزیع و مدیریت محتوا، روند افزایشی ایجاد و نفوذ گفتمان را شاهد بودیم.
سعیده آقاخانی _ مدرس ارتباطات_ رئیس روابطعمومی ستاد دکتر پزشکیان همدان
ارتباط خبر – انتخابات زود هنگام، فرصت جریانسازی رسانهای را به سه هفته تقلیل داده بود. تنها سه هفته برای شبکهسازی، تولید محتوا، تیم سازی و انتشار و ایجاد جریان رسانهای در راستای افزایش مشارکت و اقناع، مذاکره و متقاعدسازی، و تعامل، فرصت داشتیم و فضای بهتزده جامعه از فقدان رئیس جمهور فقید، شرایط را سختتر کرده بود.
در اولین فرصت برنامهریزی در روابطعمومی ستاد دکتر پزشکیان همدان، الگوی روابطعمومی دو سویه همسنگ را برگزیدیم اما آنجا که رقیب مامور به تکلیف مقدس، مجال نفوذ پیدا میکرد، الگوی یک سویه همسنگ با اعمال محدودیت برای برخی کاربران، کاربرد مییافت.
سپس با الهام از نظریه بازار پیام دکتر محسنیان راد ، اقدام به توسعه بازار پیام انتخابات ریاست جمهوری، شامل ایجاد حجرههای متعدد در راسته دکتر پزشکیان در هر یک از شبکههای اجتماعی بر اساس احصای نقش اجتماعی کاربران استان و علایق و خصوصیات آنها کردیم. این مهمترین قسمت کار بود.
نکته تحقیق شده درباره مخاطبان ما، استفاده گسترده از شبکههای اجتماعی فیلتر شده از جمله اینستاگرام، تلگرام، واتساپ و توئیتر و حضور رهبران فکری و اینفلوئنسرهای محلی هم راستا بود که فرصت تلقی میشد و با توجه به الگوی SWOT ، تمرکز را روی آنها گذاشتیم.
فضایی مانند ایتا با اینکه مخاطبان پرتعدادی داشت اما از چند نظر نمیتوانستیم از آن بازخورد مناسبی بگیریم. یکی از دلایل ، مخاطبان بومی ایدئولوگ با ویژگیهای خاص و وجود کانالهای چند هزار نفره با حضور این مخاطبان بود که طی چند سال ایجاد شده بودند و تهدید تلقی میشدند. لذا ما فرصتی برای یافتن و افزایش عمق حجرههای این راسته بازار نداشتیم که از نقاط ضعفمان بود.
این فضا را رها نکرده اما به صورت کامل هم روی آن تمرکز نکردیم و برخی شهرستانها یک حجره، و ستاد مرکزی دو حجره در آن راهاندازی کرد. ضمن اینکه، میدانستیم جمع بزرگتری از مخاطبان استان همدان در شبکههای اجتماعی فیلتر شده حضور دارند و اهداف، نیازها و ویژگیهایی دارند که به رویکردهای انتخاباتی دکتر پزشکیان نزدیکتر است و باید به این نیازها و اهداف تکیه کنیم تا با استفاده از ابزار و شیوههای خاص ارائه پیام در هر یک از حجرهها، بتوانیم کالای پیام خود را به عابران و مشتریان بفروشیم و یا خود آنها را به فروشنده دیگری در حجرهها یا راسته بازارهای بعدی تبدیل کنیم.
رقیب(مخاطب راستگرای افراطی)، با تصور وجود مخاطب منفعل و گمان به صحت نظریههای کاشت، تزریقی یا ارتباطات گلولهای، الگوی منسوخ شده روابطعمومی تبلیغاتی را داشت و ضمن حذف اخبار ناخوشایند درونگروهی خود، از هرگونه بیاخلاقی رسانهای هم دریغ نمی ورزید.
این رویکرد برای اقناع مخاطب چپ فرصت بود زیرا با افشای بیاخلاقی و نقاط ضعف رقیب، نرخ مشارکت داخل بازار پیام انتخابات رونق میگرفت و گسترش تفاسیر، منتج به موج رسانهای و آغاز فرایند ایجاد گفتمان میشد.
لذا در این راستا، اقدام به تولید و انتشار محتوا کردیم و محتواهای خاصی که در حجرههای پیام بود را گزینش، بازتولید و در مقام فروشنده در سایر حجرههای راسته بازار پزشکیان، عرضه کردیم.
جذابترین بخش ماجرا، کاربست نظریههای ارتباط جمعی در مقام عمل بود که تصور میکنم نتایج خوبی به همراه داشت و اگر زمان یا امکانات بیشتری داشتیم، با بازنگری و اصلاح رویهها و افزایش عمق یا ساماندهی حجرهها، همچنین انسجام بیشتر تیم ایدهپرداز، تولید و توزیع و مدیریت محتوا، روند افزایشی ایجاد و نفوذ گفتمان را شاهد بودیم.
شایان ذکر است شیوه کاربست این نظریهها در انتخابات ریاست جمهوری با انتخابات شورای شهر متفاوت است و از این الگو نمیتوان به این شکل در آنجا استفاده کرد./شارا

📤 اشتراکگذاری: