جهان روابط عمومی در حال تجربه بزرگترین دگرگونی تاریخ خود است. اگر تا یک دهه پیش، سرعت انتشار خبر مهمترین دغدغه این حرفه بود، امروز «اعتماد»، «اعتبار» و «مدیریت روایت» به مهمترین سرمایههای سازمانها تبدیل شدهاند. روابط عمومی دیگر صرفاً مسئول انتشار خبر نیست؛ بلکه مسئول حفاظت از سرمایه اجتماعی سازمان است.
در سالهای اخیر، هوش مصنوعی، شبکههای اجتماعی، رسانههای شهروندی و موتورهای جستوجوی هوشمند، قواعد بازی را تغییر دادهاند. امروز یک روایت نادرست میتواند ظرف چند دقیقه به بحرانی ملی تبدیل شود و در مقابل، یک پاسخ دیرهنگام، حتی اگر کاملاً صحیح باشد، دیگر توان بازگرداندن اعتماد از دسترفته را نداشته باشد.
در چنین شرایطی، روابط عمومی در بسیاری از کشورها از یک واحد اجرایی به یکی از ارکان تصمیمسازی سازمان تبدیل شده است. مدیران ارشد، پیش از اتخاذ تصمیمات حساس، از متخصصان ارتباطات درباره پیامدهای اجتماعی، رسانهای و افکار عمومی مشورت میگیرند؛ زیرا اعتبار سازمان، دیگر تنها با کیفیت خدمات سنجیده نمیشود، بلکه با کیفیت ارتباطات نیز ارزیابی میشود.
اما پرسش اینجاست؛ آیا این تحول در ایران نیز رخ داده است؟
واقعیت آن است که هنوز در بسیاری از سازمانهای ما، روابط عمومی زمانی به جلسه دعوت میشود که بحران آغاز شده است، نه زمانی که میتوان از وقوع آن پیشگیری کرد. هنوز موفقیت روابط عمومی با تعداد خبرها، بنرها و مراسمها سنجیده میشود؛ در حالی که استانداردهای جهانی سالهاست این نگاه را کنار گذاشتهاند و تأکید میکنند که معیار موفقیت، میزان تغییر در اعتماد، رفتار و نگرش ذینفعان است، نه حجم خروجی رسانهای.
از سوی دیگر، ورود هوش مصنوعی، مسئولیت روابط عمومی را سنگینتر کرده است. امروز دیگر مسئله فقط تولید محتوا نیست؛ بلکه راستیآزمایی اطلاعات، جلوگیری از انتشار محتوای نادرست، شفافیت در استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی و حفظ اخلاق حرفهای، به وظایف روزمره متخصصان ارتباطات تبدیل شده است. معتبرترین نهادهای روابط عمومی جهان نیز در سال ۲۰۲۶ دستورالعملهای ویژهای برای استفاده مسئولانه از هوش مصنوعی منتشر کردهاند و تأکید دارند که هیچ الگوریتمی جایگزین قضاوت انسانی، مسئولیتپذیری و اخلاق حرفهای نخواهد شد.
با این حال، تناقض تلخ همچنان پابرجاست؛ هرچه نقش روابط عمومی در مدیریت اعتماد عمومی پررنگتر میشود، فشارهای شغلی این حرفه نیز افزایش مییابد. متخصص روابط عمومی باید همزمان پاسخگوی مدیران، رسانهها، افکار عمومی، کارکنان و فضای مجازی باشد؛ اما در بسیاری از موارد، نه در فرآیند تصمیمگیری نقش مؤثر دارد و نه از حمایت حقوقی و سازمانی متناسب با مسئولیتهایش برخوردار است.
امروز جهان از روابط عمومی بهعنوان «مدیر اعتماد» یاد میکند، نه «واحد خبر». اگر این تغییر نگرش را نپذیریم، فاصله ما با استانداردهای حرفهای هر روز بیشتر خواهد شد.
هرساله روزی بعنوان روز روابط عمومی مطرح می گردد اما این روز بیش از آنکه مناسبتی برای تبریک باشد، فرصتی برای بازاندیشی است؛ اینکه آیا هنوز روابط عمومی را هزینهای برای سازمان میدانیم یا سرمایهای برای حفظ اعتبار، اعتماد و مشروعیت آن؟
تا زمانی که پاسخ این پرسش روشن نشود، روابط عمومی همچنان در خط مقدم بحرانها خواهد ایستاد؛ بیآنکه در جایگاه واقعی خود در ساختار تصمیمسازی سازمانها قرار گرفته باشد.
مهدی شیرازیفر
فعال رسانهای و روابط عمومی

📤 اشتراکگذاری: