نقش دیرین بازار تاریخی تبریز در تحولات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی ایران از دیرباز بی‌بدیل و جریان‌ساز بوده است. این مجموعه که با بیش از هزار سال قدمت، بزرگترین سازه مسقف جهان محسوب می‌شود، تنها یک مرکز مبادله کالا نیست؛ بلکه مجموعه‌ای ارگانیک است که شخصیت‌ها و گروه‌های مختلف با تصمیمات به‌موقع خود، همواره بر محتوای کارکردی و پویایی آن صحه گذاشته‌اند. ثبت جهانی این اثر در سال ۱۳۸۹، پیش از آنکه مدیون خشت و گل باشد، مرهون «پیوستگی، تداوم و پویایی» آن در طول قرون است. تبریز همواره از طریق نبضِ بازار خود بر تحولات کل کشور تأثیر گذاشته و به عنوان «پایتخت تشیع»، کانونِ پیوندِ دیانت و تجارت بوده است.
با این حال، در سال‌های اخیر شاهد افولی چشم‌گیر در تولید محتوای متناسب با جایگاه بین‌المللی این اثر هستیم. متأسفانه عدم درک صحیح از فلسفه «میراث زنده» توسط برخی متولیان و هیئت‌امنای بازار، باعث شده تا به نیازهای اولیه این مجموعه، از جمله پدیده حضور گردشگران، پاسخ مناسبی داده نشود. امروزه در ساعات گردش‌گرپذیر عصر، بازار تبریز به جای آنکه ویترینی از شکوه تمدنی آذربایجان باشد، به «تاریکخانه‌ای» بدل می‌شود که مغازه‌های بسته و گردشگران سرگردان، سیمای غالب آن هستند. این در حالی است که پویایی بازار الزمه بقای آن است و سپردن امور به دستِ خودِ بازاریان، رمز ماندگاری این بناست.
مراسم سنتی عزاداری محرم، یکی از اصیل‌ترین محتواسازی‌های تاریخی است که از گذشتگان جریان‌ساز و فکور ما به یادگار مانده است. این رویداد که شامل سبک‌های متنوع سینه‌‌زنی، زنجیرزنی و روضه‌خوانی است، همچنان اصلی‌ترین رویداد اجتماعی بازار به شمار می‌رود. اما متأسفانه با گذشت زمان و تغییر نسل، شاهد نوعی کارکرد «ابتر» در اجرای این آیین‌ها هستیم. اگر به برچیده شدن جشن‌های مذهبی (به جز استثنائات کم‌رنگی چون برگزاری جشن نیمه شعبان) نگاه کنیم، درمی‌یابیم که حتی در برگزاری مراسم‌های سنتی سوگواری نیز با مشکلات ساختاری عمیقی روبرو هستیم.
با آغاز دهه محرم یکی از تأمل‌برانگیزترین مسائل، تعطیلی مساجد مهمی چون «مسجد جامع» در روزهای تاسوعا و عاشورا است؛ محلی که به عنوان «طالبیه» و حوزه علمیه شهر، قلب تپنده معرفت دینی تبریز محسوب می‌شود . از سوی دیگر، سنت حسنه‌ی برگزاری مراسم عزای حسینی در صبح‌های بازار که قدیماً در جای‌جای تیمچه‌ها و کاروانسراها با برپایی منبرهای وعظ همراه بود، به دست فراموشی سپرده شده است.حتی در گذشته، پیرغلامان و تجار، شرط اجاره حجره‌ها را برپایی مجالس روضه قرار می‌دادند، اما امروزه نبود این مجالس همراه با سخنرانان مطرح و جلسات معرفتی، باعث شده افول پویایی بازار تبریز را در این زمینه شاهد باشیم.
از طرفی متأسفانه پدیده «دیده شدن» دامان برخی از هیئات حسینی را گرفته است. تمایل به حضور در خیابان‌های پرتردد محلات و ایجاد راهبندان‌های غیرمتعارف، توفیق حضور در فضای با‌معنویت بازار را از آنان سلب کرده است. این در حالی است که راسته‌ها، کاروانسراها و مساجد بازار، در روزهای عزا خالی مانده و در انتظار عزاداری‌های بی‌ریا و مداحان باصفایی هستند که دیوارهای خشتی بازار سال‌ها با نوای آن‌ها گریسته‌اند.


در سنت‌های بازار موضوع نقش بانوان در عزاداری‌های بازار تبریز، علیرغم وجود موقوفاتی چون «خیرالنساء»، امروزه محل مناقشه است. در تاریخ تبریز، بانوان نه تنها تأمین مالی مراسمات را بر عهده داشتند، بلکه در جریانات سیاسی مهمی چون مشروطه نیز در بستر بازار حضور تأثیرگذاری ایفا می‌کردند و نقش عمده ای در برگزاری مراسمات و دستجات عزاداری داشتند.با وجود تغییرات عدیده فرهنگی  کج‌سلیقگی برخی متولیان در همین چند سال اخیر باعث شده تا حتی محل تجمع کوچک بانوان در انتهای راسته دباغخانه از آن‌ها گرفته شود و تبدیل به موکب شود! احیای فضاهای اختصاصی برای بانوان، به ویژه در مکان‌هایی که در قدیم مانند تماشاخانه‌ای برای حضور آنان بوده، احیای کارکرد و پویایی مراسمات است.
با این همه پیشنهاد می شود در جهت احیای مراسمات بازار به ویژه سنت عزاداری محرم بیشتر تحولات و رویدادهای شهر با در نظر گرفتن تمامی جوانب کارکردی یک رویداد برای این مجموعه عظیم برنامه ریزی و با در نظر گرفتن نظرات کارشناسان فرهنگی اجرا شود؛ و از طرفی برای رونق بازار ثبت جهانی شده تبریز و تحول در کارکرد محتوایی آن می بایست فکری به تغییر و تحول در هیات امنای بازار تبریز و حضور جوانان در تصمیم گیری کرد.

نقی فرشباف تقی نژاد