این مقاله نشان میدهد که افکار عمومی در سیاست خارجی، عاملی مهم اما نه همیشه تعیینکننده است. در فرانسه، آفریقا و هند، دولتها ناچارند واکنش جامعه، رسانهها، اعتراضها و برداشت عمومی را در نظر بگیرند، اما تصمیم نهایی معمولاً در تلاقی منافع ملی، محاسبات راهبردی، ساختار قدرت و فشارهای داخلی و خارجی شکل میگیرد.
در فرانسه، سیاست خارجی همچنان در حوزه اختیارات ویژه رئیسجمهور تعریف میشود و همین ویژگی، اثر مستقیم افکار عمومی را دشوار و گاه مبهم میسازد. نمونه اوکراین نشان میدهد که دولت فرانسه با وجود هزینههای اقتصادی برای شهروندان، تحریمها علیه روسیه را حفظ کرد و سپس کوشید تصمیم خود را برای جامعه توضیح دهد. در موضوع فلسطین نیز هرچند حمایت تاریخی از تشکیل کشور فلسطین در جامعه فرانسه وجود دارد، اما این حمایت لزوماً به معنای پشتیبانی یکسان از شناسایی فوری و بیقیدوشرط نبوده است. در ماجرای مخالفت با توافق مرکوسور، فشار افکار عمومی، اعتراض کشاورزان و مخالفت نهادهای سیاسی داخلی نقش برجستهتری پیدا کرد، اما باز هم تعیین سهم دقیق افکار عمومی در تصمیم نهایی آسان نیست.
در آفریقا، افکار عمومی بیش از گذشته بر دستور کار سیاست خارجی اثر میگذارد، بهویژه زمانی که موضوعهای جهانی با نیازهای معیشتی و امنیتی مردم پیوند بخورند. مهاجرت، بدهی خارجی، امنیت، تغییرات اقلیمی و عدالت زیستمحیطی از جمله موضوعهایی هستند که میتوانند حساسیت عمومی ایجاد کنند و دولتها را به واکنش وادارند. اعتراضها، رسانههای سنتی و رسانههای اجتماعی، ابزارهای اصلی انتقال این فشار عمومیاند. با این حال، ضعف نهادهای سنجش افکار عمومی و نفوذ بالای دولتها و نخبگان سیاسی باعث شده است که سیاست خارجی در بسیاری از کشورهای آفریقایی همچنان تا حد زیادی از بالا هدایت شود.
در هند، افکار عمومی بیشتر بر شیوه بیان و توضیح سیاست خارجی اثر میگذارد تا بر بنیان محاسبات راهبردی دولت. دولت هند تغییرات افکار عمومی را زیر نظر دارد و میکوشد هنگام شکلگیری نگرشها، با آنها تعامل کند. با وجود این، در ذهن بخش بزرگی از جامعه، دولت همچنان مرجع قابل اعتماد برای تصمیمگیری بلندمدت در سیاست خارجی به شمار میرود. به همین دلیل، افکار عمومی در هند اغلب تقویتکننده مشروعیت سیاست خارجی است، نه عامل بازدارنده آن.
در مجموع، مقاله نشان میدهد که افکار عمومی نه میتواند نادیده گرفته شود و نه همیشه تعیینکننده نهایی است. درک درست سیاست خارجی نیازمند توجه همزمان به جامعه، رسانه، ساختار قدرت، منافع ملی، امنیت، مشروعیت داخلی و محیط بینالمللی است. هرچه ارتباط مسائل جهانی با زندگی روزمره مردم بیشتر شود، نقش افکار عمومی در سیاست خارجی نیز پررنگتر خواهد شد، اما تصمیم نهایی همچنان در چارچوب محاسبات راهبردی دولتها اتخاذ میشود.
نکات کلیدی
- افکار عمومی در سیاست خارجی کشورها اهمیت فزایندهای دارد، اما در همه جا عامل نهایی تصمیمگیری نیست.
- در فرانسه، سیاست خارجی همچنان در حوزه اختیارات ویژه رئیسجمهور قرار دارد و همین امر اثرگذاری مستقیم افکار عمومی را مبهم میکند.
- نمونههای اوکراین، فلسطین و توافق مرکوسور نشان میدهند که رابطه میان خواست عمومی و تصمیم رسمی، رابطهای خطی و ساده نیست.
- در آفریقا، رشد مردمسالاری، رسانههای اجتماعی، اعتراضهای عمومی و مسائل معیشتی باعث افزایش نقش افکار عمومی در سیاست خارجی شده است.
- موضوعهایی مانند مهاجرت، امنیت، بدهی خارجی، تغییرات اقلیمی و عدالت زیستمحیطی بیشترین ظرفیت را برای شکلدهی به افکار عمومی در آفریقا دارند.
- در هند، افکار عمومی بیشتر بر نحوه پیامرسانی و چارچوببندی سیاست خارجی اثر میگذارد تا بر اصل محاسبه راهبردی دولت.
- اعتماد عمومی در هند به دولت برای تصمیمگیری بلندمدت در سیاست خارجی همچنان بالاست.
- منافع ملی، ارزشها، فشارهای داخلی، ساختار سیاسی و محیط ژئوپولیتیکی همزمان بر سیاست خارجی اثر میگذارند./شارا

📤 اشتراکگذاری: