مصوبه شورای اسلامی شهر تبریز برای گرامیداشت هزاره مقبرهالشعرا تحت عنوان طرح «هزار سال سرو و سروش»، فرصتی بیبدیل برای بازگرداندن این گنجینه تمدنی به صدر اطلس فرهنگی ایران است؛ اما صیانت از این میراث معنوی و ملی، پیش از هر چیز نیازمند پاسداری از حریم بصری آن در برابر اقدامات سلیقهای است. نصب المان فایبرگلاسی ۲۰۰ میلیون تومانی توسط شهرداری منطقه ۱۰ در محوطه این اثر ملی، زنگ خطری است که نشان میدهد چگونه مداخلات سطحی و دکوراتیو میتوانند شأن تاریخ و هویت آذربایجان را مخدوش سازند.
تبریز را نمیتوان با چند واژه تبلیغاتی و چند سازه نمایشی به «شهر هویت» تبدیل کرد. هویت شهری نه در بنرهای پرطمطراق شکل میگیرد، نه در سازههایی که با شتاب ساخته میشوند و پیش از آنکه معنایی پیدا کنند، به موضوع انتقاد عمومی بدل میشوند. هویت، حاصل انباشت زمان، حافظه، مصالح، زندگی و صداقت است؛ چیزی که نمیتوان آن را از ویترین دکورفروشیها خرید و در حریم یک میراث ملی نصب کرد.
اقدام اخیر شورای اسلامی شهر تبریز در تصویب طرح «هزار سال سرو و سروش» با پیشنهاد حجتالاسلام رسول برگی و رأی قاطع شورا، گامی ارزشمند، مبارک و شایسته تقدیر است. گرامیداشت هزاره مقبرهالشعرا و تلاش برای احیا و معرفی این گنجینه تمدنی، ضرورتی انکارناپذیر برای فرهنگ و تاریخ آذربایجان و ایران است. این مصوبه پتانسیل آن را دارد که تبریز را بار دیگر به عنوان کانون تلاقی ادبا و عرفای جهان مطرح کند. اما پرسش و دغدغه اصلی فعالان فرهنگی و متخصصان شهری این است: چگونه میتوان از این طرح بزرگ و ملی صیانت کرد تا در بدنه اجرایی شهرداری، دستخوش کجسلیقگی و اقدامات سلیقهای نشود؟

پاسخ به این دغدغه را میتوان در مداخلهای دید که حدود دو ماه پیش در جوار این بنای تاریخی رخ داد؛ جایی که شهرداری منطقه ۱۰ تبریز با صرف بودجهای معادل ۲۰۰ میلیون تومان (دو میلیارد ریال)، اقدام به نصب یک المان فایبرگلاسی با ظاهر خانههای قدیمی تبریز نمود. متولیان امر هدف از این اقدام را «احیای هویت خانههای قدیمی تبریز» عنوان کردهاند. با این حال، نصب چنین سازه سبک و موقتی در حریم مستقیم یکی از مهمترین یادمانهای ملی، نشان از یک تداخل و کجسلیقگی شدید در مدیریت فضاهای شهری دارد.
مقبرهالشعرا خود یک «المان» عظیم، اصیل و بیبدیل است؛ المانی که نه بر پایه فایبرگلاس و رنگهای مصنوعی، بلکه بر استخوانهای تاریخ، شعر، عرفان، مبارزه و حافظه فرهنگی ایران بنا شده است. این مکان نیازمند دکورهای الحاقی و تزیینات پرسروصدا نیست؛ بلکه نیازمند فهم حریم، حفاظت روشمند و روایتگری اصیل است.
معماری، تصویر معماری نیست
در تصاویر این سازه فایبرگلاسی، با نمایی روبهرو هستیم که میکوشد با پنجرههای رنگی، قوسها، درهای چوبنما و طاقچههای تزئینی، تصویری کلیشهای و کارتپستالی از خانههای تاریخی تبریز ارایه کند. اما معماری تاریخی تبریز، مجموعهای از نقشهای چسباندهشده بر یک سطح تخت نیست. معماری، فضاست؛ حجم است؛ سایه و نور است؛ رابطه میان انسان و محیط است.
آنچه به عنوان المان هویتبخش ساخته شده، شبیه بزرگنمایی یک تصویر کاریکاتوری دوبعدی از معماری است؛ نمایی که از روبهرو میکوشد مخاطب را متقاعد کند، اما از پشت، سازه مهاری و منطق اجرایی آن، فاصله میان «وانمودن» و «بودن» را آشکار میکند. یک عنصر شهری حرفهای باید از همه زوایا قابل دفاع باشد و با فضای پیرامون گفتوگو کند، نه آنکه بستر تاریخی مقبرهالشعرا را به دکور عکاسی تقلیل دهد.
کوین لینچ، نظریهپرداز برجسته شهر، بر این باور بود که عناصر شهری باید به خوانایی شهر کمک کنند؛ نه آنکه در برابر نشانه اصلی شهر، به رقیب و اغتشاش بصری تبدیل شوند. از منظر گوردون کالن نیز کیفیت منظر شهری در تناسب، مقیاس و رابطه عناصر با یکدیگر شکل میگیرد. آیا این سازه فایبرگلاسی، در توالی منظر مقبرهالشعرا، به خوانایی مجموعه کمک کرده است یا چشم هر رهگذری را بهجای شکوه بنای اصلی و اتمسفر تاریخی سرخاب، به یک پوسته مصنوعی و رنگارنگ میکشاند؟
فایبرگلاس در کنار حافظه سنگ و آجر
انتخاب مصالح در معماری امری خنثی نیست. مصالح سخن میگویند. آجر، سنگ، چوب و گچ، هرکدام حامل تجربهای از اقلیم، مهارت، اقتصاد و تاریخ تبریز هستند. اما هنگامی که فایبرگلاس برای بازنمایی معماری خشت و آجر به کار میرود، شهر با نوعی جعل حسی مواجه میشود.
جان راسکین، منتقد بزرگ معماری، ارزش اثر را در صداقت آن نسبت به مصالح و کار انسانی میدانست. در اینجا اما با سطحی روبهرو هستیم که میخواهد چیزی را «شبیه» آجر و «شبیه» خانه تاریخی نشان دهد. هویت یک شهر را نمیتوان با مصالح مصنوعی بازسازی کرد؛ هویت ریشه در اصالت مواد و صداقت در ساخت دارد. اگر شهرداری منطقه ۱۰ دغدغه احیای خانههای قدیمی تبریز را دارد، مسیر آن نه بدلسازی در حریم مقبرهالشعرا، بلکه تخصیص همین بودجهها برای نجات، مرمت و سرپا نگه داشتن خانههای تاریخی واقعی و در حال تخریب منطقه است.
میراث، صحنه رقابت المانها نیست
در مدیریت شهری معاصر، احترام به زمینه و موقعیت(کانتکست) و حریم بصری آثار ثبت ملی، یک خط قرمز قانونی و اخلاقی است. کریستوفر الکساندر بر اهمیت هماهنگی میان اجزای محیط تاکید داشت و آلدو روسی، شهر را «حافظه جمعی» میدانست. اگر این دیدگاهها را بپذیریم، هرگونه مداخله در محوطه مقبرهالشعرا باید حافظه را تقویت کند، نه آنکه آن را پشت پوستهای فاقد اصالت پنهان سازد.
مجموعه مقبرهالشعرا پیش از نصب هر عنصر جدید، نیازمند ساماندهی مسیرهای دسترسی، معرفی شایسته بزرگان مدفون، نورپردازی اصولی و حفاظت از خط آسمان خود است. اجرای طرح «هزار سال سرو و سروش» مصوب شورا، دقیقاً باید بر روی همین زیرساختهای پایدار متمرکز شود تا این گنجینه ملی ارتقا یابد.
مدیریت شهری تبریز برای تضمین موفقیت طرح هزاره و جلوگیری از تکرار چنین اقدامات سلیقهای، باید به چند پرسش شفاف پاسخ دهد و چند گام اساسی بردارد:
۱- صیانت فوری از حریم اثر ملی: جمعآوری المانهای موقت و ناهماهنگ فایبرگلاسی که با شأن تاریخی و بصری مقبرهالشعرا سازگار نیستند.
۲- نظارت عالیه علمی: تشکیل یک کارگروه تخصصی با حضور میراث فرهنگی، دانشگاهیان و انجمنهای معماری برای نظارت بر تمامی اقدامات اجرایی طرح «هزار سال سرو و سروش».
۳- برگزاری مسابقات طراحی: هرگونه مبلمان، نشانگر یا عنصر محیطی جدید در محوطه باید از طریق فراخوانهای عمومی و مسابقات ملی طراحی و با داوری تخصصی انتخاب شود.
۴- دقت تاریخی در روایتگری: در تمام خروجیهای پژوهشی طرح هزاره، دقت کامل به کار رود؛ به عنوان مثال، در اسناد مرتبط باید به یاد داشت که آرامگاه صائب تبریزی در اصفهان است و انتساب مدفن او به مقبرهالشعرا خطایی علمی است که شایسته طرحی در تراز هزاره نیست.
۵- تمرکز بودجه بر نجات اصلها: هدایت بودجههای مناطق شهرداری از سمت بدلسازیهای سلیقهای به سوی مرمت خانههای تاریخی واقعی شهر.
تبریز نیازمند «تزئین» نیست؛ تبریز نیازمند «احیا و صیانت» است. طرح «هزار سال سرو و سروش» شورا، یک فرصت تاریخی طلایی است که نباید اجازه داد با کارهای سلیقهای و کممایه در سطح مناطق شهرداری لوث شود. شهرِ اسدی، قطران، همام و شهریار را باید با خانههای نجاتیافته، بازار زنده، ارک پاسداشتهشده و مقبرهالشعرایی که به جای دکورهای موقت، مرکز واقعی فرهنگ و اندیشه باشد، به ایران و جهان شناخت.
نخستین گام برای اثبات وفاداری به طرح بزرگداشت هزاره مقبرهالشعرا، برچیدن مداخلاتی است که به نام هویت، بر چهره اصیلترین هویت فرهنگی تبریز سایه میاندازند.
بیژن آقابیگی- روزنامه نگار /

📤 اشتراکگذاری: