حادثه‌ها تمام نمی‌شوند، اما روایت درست آن‌ها می‌تواند یاد را زنده نگه دارد. هر گزارش امدادی، پلی اس میان قلب‌های داغدار و وجدان‌های بیدار.

نویسنده: مرضیه ساحلی‌زادگان، نجاتگر جمعیت هلال‌احمر استان هرمزگان و رابط خبری سازمان جوانان


 ارتباط خبر – روز شنبه، ۹ اسفند ماه ۱۴۰۴ حادثه تلخ شهرستان میناب…وقتی نام دبستان شجره طیبه روی میز تحریر بر صفحه گزارش قرار گرفت قلم مکث کرد. مدرسه‌ای با بیش از ۱۶۰ شهید دانش آموز و معلم که سرنوشتشان با ایثار و شهادت پیوند خورده است.
وقتی برای تنظیم گزارش نشستم، حس می‌کردم هر جمله باید از میان آوار عبور کند؛ از لا‌به‌لای خاک، خون، گریه و سکوتی که بعد از حادثه روی زمین می‌نشیند. نوشتن از «شهادت دانش‌آموزان» شبیه خبر نیست، شبیه نگه داشتن یک قلب کوچک در میان دست‌هایی است که می‌دانند باید آرام باشند، اما می‌لرزند.
هر بار چشم‌هایم را می‌بستم و خودم را در حیاط همان مدرسه تصور می‌کردم، در حالی که کیف‌هایی که نیمه‌باز افتاده بودند، دفترهای مشق شب که نیمه‌کاره مانده، نیمکت‌هایی که زیر نور صبحگاهی، خالی‌تر از همیشه به نظر می‌رسیدند.
در صحنه حادثه، امدادگران معمولاً حرفی برای گفتن ندارند؛ سکوت، زبان مشترک ماست. اما در گزارش‌نویسی(روایت)، باید همان صحنه را که از میان غبار حادثه بیرون می آمد، غم آلود با کلمات باز کنیم، درست مثل دستی کوچک که از بین دود بیرون بیاید و بخواهد کسی آن را بگیرد.
نوشتن از شهادت دانش‌آموزان انتشار یک خبر نیست، سخن گفتن از خاموش شدن چراغ های است که قرار بود آینده ای را روشن کند.در چهره هر یک غم بود و امید. غم برای از دست رفتن کودکی معصوم و امید برای اینکه عشق به انسانیت همچنان پابرجاست.
وقتی گزارش را تمام کردم، آن سکوت سنگین در دل همه ما باقی ماند. متوجه شدم این حادثه را فقط توصیف نکرده‌ام؛ بخشی از وزنش را هم با خود حمل می‌کنم. ما در جمعیت هلال‌احمر، با قلبی اندوهگین در کنار خانواده های داغدار ایستاده ایم. با همه توان می کوشیم روایت هر حادثه را چنان بنویسیم که هیچ نامی در سایه نماند و هیچ کودک شهیدی فراموش نشود.

+گروه آموزش و رسانه باور | هرمزگان/ شارا